[ نامه ] از جانب حسن خان « 1 » شاملو به يكى از امرا ( ى هند )
. . . .
مرقوم خامهء مودت نگار نموده بودند كه بندگان و الا مكان اعلى حضرت كيوان رفعت ناهيد بهجت خورشيد طلعت مريخ صولت افلاك دولت مشترى سعادت فريدون كلاه سليمان بارگاه كامياب كامكار سپهر وقار كمال افزاى تخت گوركانى بلند آوازهء صاحبقرانى عالى خاقانى ايده الله بكمالات الروحانى را توجه خورشيد مظاهر برين معنى مصروف است كه به داعيهء ملك موروثى و گورخانهء اجداد عظام درين سال نيز به نفس نفيس تا نزهت آباد كابل حركت فرموده پيش از رايات نصرت قرين يكى از لالى محيط سلطنت را بر سر ولايات بدخشان و بلخ فرستاده در تسخير حصون و قلاع آن ممالك مساعى جميله به ظهور رسانند و هر گاه عزيمت مذكور قريب الوقوع باشد بنا بر دوام روابط قديمهء فى ما بين ، تخت آرايان و فرمانروايان اين دودمان و الا مكان داعى دوام دولت روز افزون با عساكر صاحب پرخاش قزلباش از سمت خراسان حركت نموده نوعى شود كه صيت موافقت و مرافقت منسوبان اين دو درگاه و الا جاه كماكان در اطراف و اكناف بسيط زمين منتشر و منبسط گشته سالهاى سال از آن باز گويند . اظهار اين مراتب و تجديد مراسم استمداد به خاندان طيبين طاهرين كه بىشائبهء مغايرت از نتايج فكر متين حقيقت گزين است مستحسن طالع آفتاب شراق محرمان سرا دقات جاه و جلال آمده حكم جهان مطاع عالميان مطيع لازال
هامش
( 1 ) - حسن خان شاملو نبيرهء حسين خان شاملوست كه شمهاى از احوال و مآلش در احسن التواريخ روملو آمده . حسن خان در اواخر سلطنت شاه صفى حاكم خراسان بوده . مجموعهء نامههاى او را دكتر رياض الاسلام به نام منشآت حسن شاملو به صورت عكسى منتشر كرده است ( انستيتوى مطالعات آسياى غربى و مركزى دانشگاه كراچى 1971 ) .