و فتورى فى الجمله در اطراف خمسه آن ( ؟ ) محل موحدين راه يافت و تصادم فئتين و تضارب طائفتين بغلبه و قراولى [ تا ] بعيد العصر برين نهج متمادى گشت و در وقت اصيل كه صباى فتح دين محمدى وزيدن گرفت و دبور قهر ملت احمدى جستن آغاز كرد خداوندگار جليل با قليل از خواص حاضرين اهل يقين ، همو شهب رجوم ، بر شيطان خصوم هجوم آوردند و بمناضلهء صوائب و مقارعهء كتائب و طعنات رماح و ضربات صفاح جمعيت عسكر مخذول را متبدد و متشتت ساختند بحيث لا يبقى منهاعين و لا اثر و در احشاى كر و فر ، ملك بنى اصفر را « 1 » بموت احمر بهاويهء مقر فرستادند و جمهور اكابر مجرمين تابعينش را كه به اسمى و رسمى موسوم و مرسوم بودند به هيچ فردى مناص خلاص ندادند و باقى بقيهء سيف اشطار اوباش و حسومات مواشى
« كَأَنَّهُمْ حُمُرٌ مُسْتَنْفِرَةٌ فَرَّتْ مِنْ قَسْوَرَةٍ
« 2 »
وَلَّوْا مُدْبِرِينَ
« 3 » و
كَذلِكَ نَفْعَلُ بِالْمُجْرِمِينَ »
« 4 » . الحمد للّه الذى صدق وعده و نصر عبده و هزم الاحزاب وحده .
هذا چون اين فتح مبين و نصر مبين از آن قبيل است كه در قرون خاليه و سنين ماضيه اتفاق نيفتاده باشد الا واحدا بعد واحد و مأثور نگرديده باشد الا واردا بعد وارد ، واجب شد و لازم آمد كه بدرگاه حضرت سلطنت پناهى كه بسلوك طريق دين و ديانت مستمر و بمصادقهء قديمهء آل عثمان مشتهر و مع هذا المجاهده كفره نيز مكب و مشتغلند اعلام رود تا كه كافهء اركان دولت و عامهء ملازمان حضرت و جمهور مسلمانان و رعيت مبتهج و مستبشر گشته ليلا و نهارا موجب ازدياد اين نوع نصرت از حضرت واهب بىعلت كلمته بتضرع و استكانت مسألت نمايند كه من افضل الرغايب دعوة الغايب و يوما فيوما در تقويت و تمشيت اين داعى دولت كوشيده نظر عنايت دريغ نفرمايند و
هامش
( 1 ) - لاديسلاد بر اثر حملهء متهورانهاى محاصره شد و تركها اسبش را پى كردند و او را فراگرفته سر بريدند و سرش را بر نيزه كردند و متن عهدنامهء صلحى را كه امضاء كرده و در تحكيم آن بانجيل قسم خورده بود بر سر نيزه ديگر نمودند ( 10 نوامبر 1444 ) سپس سر او را به بروسه فرستادند و در شهر گرداندند .
( 2 ) - سورة المدثر 15
( 3 ) - سورة الروم 52
( 4 ) - سورة المرسلات 18