تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسناد ومكاتبات تاريخى ايرانى ( از تيمور تا شاه اسماعيل ) ( فارسي ) — صفحة 141

مساهمون:

ص١٤١

« نامه شاهرخ پادشاه بميرزا ميران شاه وقتى كه ميرزا ميران شاه از آذربايجان روانهء خراسان بود » :

شاهرخ پسر چهارم تيمور است كه در سال 779 متولد شده . پيش از او سه پسر ديگر بودند به اين ترتيب : ارشد اولاد بنام جهانگير كه در عنفوان جوانى ، قبل از مرگ پدر بسى سال وفات يافت . دوم ميرزا عمر شيخ كه ده سال قبل از تيمور مرد . سوم ميران شاه كه حكومت آذربايجان با او بود و بر اثر سقوط از اسب اختلال حواس يافت و حركات ناشايست كرد و زنش جريان را بتيمور گفت و تيمور چند نفر از اطرافيان او را كشت ولى او را بخشيد و وى تا سه سال بعد از تيمور زنده بود . نظر بعلاقه‌اى كه تيمور بپسر جوانمرك خود جهانگير داشت ، در نظر گرفته بود كه نوه‌اش پير محمد پسر جهانگير را جانشين خود كند . اما خليل سلطان او را درهم شكسته سمرقند را گرفت و سلطنت او نيز طولى نكشيد كه شاهرخ بر تخت نشست و مدت 43 سال يعنى تا 850 بر ايران و تركستان سلطنت كرد . در ابتداى جلوس شاهرخ ، شاهزادگان تيمورى مثل ميران شاه و اسكندر گاه گاه سرى بلند مىكردند ولى شاهرخ به صلح يا جنگ اين فتنه‌ها را مىخوابانيد . بيشتر اين شاهزادگان كسانى بودند كه از آذربايجان بعراق مىآمدند و عامل اين حركت هم ترس از قرا يوسف بود كه بار ديگر بر آذربايجان مسلط شده بود و شاهرخ سه بار با او و پسرانش مجبور بجنگ شد . ( براى اطلاع بر حالات وى رجوع شود بزبدة التواريخ حافظ ابرو ، مورخ رسمى شاهرخ و همچنين بمطلع السعدين ، اگر چه بيشتر مطالب را از حافظ ابرو گرفته همچنين بروضة الصفا و حبيب السير و تذكرهء دولتشاه ) مضمون آنكه صاحبقران مغفور هر يك از فرزندن را مملكتى داده و راه و رسمى مقرر فرموده ؛ امروز صلاح در آنست كه هر يك از اولاد و احفاد آن حضرت بضبط ناحيه‌اى كه متعلق به او شده بنوعى قيام نمايد كه فتورى بدان راه نيابد و بيگانگان مدخل