عرض و استدعاى ثانى در خاكپاى مبارك آن است : از پريشانى به غلام جاننثار بد مىگذرد . استدعا دارم انعامى به كمترين غلام جاننثار مرحمت شود كه از تصدّق وجود مبارك در اين سفر به آسودگى و خوشگذرانى صرف معاش و تدارك سفر نمايم . به هرچه رأى مبارك قرار گيرد صاحب اختياريد و به دستخط مبارك حكم عرايض را صادر فرمائيد .
فدا و تصدّق خاكپاى مبارك گردم . كمترين غلام جاننثار از اول جلوس مبارك با سوارهء كردستان به ركاب مبارك مشرّف گشته تا الى حال به خدمتگذارى مشغول بودهام . از راه مرحمت يكصد و پنجاه تومان مواجب به اسم ياورى خارج از فوج دربارهء كمترين مرحمت فرمودهايد .
دو عشر از مواجب هم امناى دولت عليه موضوع مىنمايند يكصد و بيست تومان به غلام جاننثار عايد مىشود . هركس [ را ] به قدر شايسته و خدمت خود به منصب و مواجب فاخر سرافراز و اميدوار فرمودهايد و مواجب هم كفايت مخارج سفر و گذران غلام را نمىكند . عرض و استدعاى غلام جاننثار در خاكپاى مبارك است در اين خصوص منصب و مواجب كرمى دربارهء غلام جاننثار بفرمائيد كه از خدمتگذارى با همسران بازنمانم و به امر
اسناد تاريخى خاندان غفارى ( فارسي ) — صفحة 21
مساهمون: بهرام غفارى
ص٢١