تصدّق خاكپاى مباركت شوم
موقوفهء عراق را در هذه السنه و سنهء ماضيه مجد الملك به سيد عبد الرزاق افچه كه در پيش ميرزا على خان « 1 » پسر مجد الملك است سپرده بود چندى قبل به امين خلوت اظهار كردم كه سيد عبد الرزاق را بفرستد به حساب اعمالش برسم . ميرزا على خان به امين خلوت نوشته بود كه آنجا حساب را از مجد الملك بخواهد .
با اين چاپار از خراسان نوشته بودند كه تا حساب آنجا نگذرد اينجا حساب مجد الملك معوّق خواهد بود . لهذا همان فرد را كه از آنجا فرستاده بودند نزد امين خلوت ارسال داشت . چون ميرزا على خان هم از عملهء خلوت خاص هميون است جسارت به عرض خاكپاى مبارك مىنمايد كه امر و مقرّر فرمايند ميرزا على خان سيد عبد الرزاق را بفرستد پيش امين خلوت به اطلاع ميرزا نصر الله « 2 » حساب دو ساله را بپردازد . نقد هرچه هست به امين خلوت بدهد كه زود تا خوار به اين غلام برساند و آنچه هم در محل باقى است امر و مقرّر فرمايند امين خلوت محصلى شديد بفرستد وصول كرده ارسال دارد . در حقيقت چون تكليف شرعى وجود مبارك است از آن جهت جسارت به عرض نمود . امر امر همايون است .
دستور به خط شاه
امين خلوت
سيد عبد الرزاق را حاضر كرده با ميرزا نصر الله بنشينند همينطور كه
هامش
( 1 ) . امين الملك و امين الدوله بعدى
( 2 ) . ظاهرا ميرزا نصر الله مستوفى گركانى منظورست