خدمت و نوكرى كردهام و در اين مدت منصب و خدماتى كه به خانهزاد مرحمت شده است به طورى از عهده برآمده كه محل ايراد احدى نگشته ، نهايت منافى خلوص چاكرى دانسته كه مثل مردم حسن خدمات خود را هر روز جلوه دهم و به خاكپاى مبارك عرضه دارم و از تصدّق فرق مبارك از اغلب اين اشخاص كه به جهت مجلس شورى معين شده به حيثيّت لقب و منصب و كفايت پستر نيستم . به خداوندى خدا و به نمك شاهنشاه خائن نيستم و بجز صداقت در خود گناهى راه نمىبرم .
در اين صورت با اين بىگناهى نمىتوانم عمر رفته را كه به صداقت صرف خدمت ولينعمت شده و آبرو و عزّتى كه تحصيل نمودهام يكباره صرفنظر كرده و بىجهت گمنام در ميان مردم راه بروم و مرگ از اين حالت گواراتر است .
وقت تشريففرمائى موكب همايون به فرنگستان از خاكپاى مبارك همايون استدعاى مرخصى نمودم كه به كاشان رفته اصلاحى از سينه و مزاج شود . مرخص فرموديد ولى در كتابچهء دستور العمل معتمد الدوله خانهزاد را جزو مجلس شورى فرموديد و انتظام مجلس را بهعهدهء اين خانهزاد مقرّر فرموديد و از تصدّق فرق مبارك از عهدهء خدمت محوله و انتظام مجلس برآمده اميدوار بود كه بعد از نزول اجلال مورد عنايت ملوكانه گردد و حالا كه به مباركى و ميمنت تشريففرما شدهاند معلوم مىشود كه عنايت و مرحمت مبدّل بر بىعطوفتى گشته . در حالتى كه رأى جهانآراى ملوكانه تعلق گرفته اين غلام بىگناه به حالت حاليه باقى باشم يكى از اين سه شقّ را در حقّ خانهزاد قبول و مقرّر فرمايند :
اولا مرخص فرمائيد كه عيال خود را برده در يكى از اماكن مشرّفه مشغول دعاگوئى ذات اقدس همايون ولىّ نعمت باشم .
ثانى در يكى از اين دو سه مزرعى كه در خارج شهر دارم در هريك كه
اسناد تاريخى خاندان غفارى ( فارسي ) — صفحة 115
مساهمون: بهرام غفارى
ص١١٥