هو قربان خاكپاى اقدس هميونت گردم
سركار يمين الدوله و صاحبديوان تلگرافى نموده خانهزاد را خواسته بودند . ديروز كه جمعه بود فدوى به تلگراف حاضر شده تفصيل سؤال و جواب از قرارى است كه به خط تلگرافچى نوشته شده از نظر انور همايون مىگذرد . اصل مقصود آنها راجع به امام جمعه است كه چاكر عرض كرد و حسب الامر به جناب مستوفى الممالك هم اظهار شد . ايشان هم مناسب دانسته در حالتى كه مرخص مىفرمايند همانطور معمول مىدارد و رفع همهء اين خيالات مىشود .
آنكه محمد كريم خان است هنوز اينجاها پيدا نشده است در حالتى كه به دار الخلافه بيايد فورا به عرض مىرساند .
در باب عباسقلى ميرزا اين غلام او را آدم جسور بىعقلى نديد كه بخواهد اسباب فتنهء ولايت بشود . خود او چند روز قبل نزد اين غلام آمد كه با حالتى كه من سابق با امام جمعه داشتهام و وضعى كه حالا در اصفهان فراهم آمده دور نيست اسباب بدنامى مرا ميرزا حسين باقر خان نزد صاحبديوان فراهم آورد . اگر اذن مىدهيد چندى رفته در قم و كاشان بمانم كه اين ايرادات به من وارد نيايد . اين غلام هم به او اذن داد كه برود . دور نيست تا حالا رفته باشد .
جواب تلگرافى سركار شاهزاده و صاحبديوان را هرطور مىفرمايند چاكر بدهد . امر امر همايون است .
دستور به خط شاه
تلغرافها را ديدم . اولا صريح به آنها جواب تلگراف بكن كه مجد الدوله