تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسناد تاريخى خاندان غفارى ( فارسي ) — صفحة 36

مساهمون:

ص٣٦
كيش به تنهائى درين باب با قونسولگرى چه گفت‌وشنودها كرده و چه حسن تدبير [ ها ] به كار برد « 1 » كه الحمد لله به انجام رسيد و در عرايض سابقه تفصيل اين مرحله كه چگونه سعى و اهتمام درين مادّه شده است و چگونه كفايت به ظهور آورده تا اين امر فيصل‌پذير شده [ نوشتم ] . قرار فروش املاك براى ديوان اعلى و ديگر بناى قباله‌نويسى بود كه اين هنگامه را برپا كردند و عمل داعى را حبس نمودند . . . . « 2 » پس از ملاحظه‌هاى چند و مصلحت و خيرخواهى و خيال‌آسودگى « 3 » و رفاه رعيت دولت عليهء قاهره و رفع بدنامى چند و نيّت اينكه برخى شكايتهايى كه به ميان آمده است تمامى آنها را رفع خواهد كرد و تمامى اطراف را به اصلاح خواهد آورد ، « 4 » پاى مداخلهء خود را به ميان آوردم . در اجلاس اول عمل اولى كه مخلص به فعليت آورده همين بوده عاليجاه ميرزا باقر را كه از اعزّه اهل اين بلد بوده ششماه بود كه با چند نفر ديگر به جهت همين مطالبهء قونسولگرى حبس كرده بودند ، در حضور نايب قونسول از حبس بيرون آورده بدون اينكه ضامن بدهد قرار گذاشتم مرخص نمايند و مرخص هم شد تا عمل او را بعد از چندى موافق قانون انصاف قرار مرورى گذاريم و درصدد قرار هم بوديم نگذاشتند و بالمرّه داعى را ضايع و بدنام اين ولايت كردند كه فلانى همچه مداخله كرده است غلط است و هنوز هم ميرزا باقر آزاد و مرخص [ است ] ، لكن قرار كار او گذاشته نشد . نهم - عمل ميرزا فتحعلى فومنى بود كه براى تمشيت قرض‌ها [ ى ] او ، چون قرار شده بود نصف را نقد بدهد و در نصف ديگر مهلت . داعى نصف را به مبلغ سى تومان رسانيد و راضى نشد محبوس بماند . و اين سى تومان را نه اهل اين بلد و نه برادرش ميرزا شفيع خان داد . مخلص در غيرت خود ناگوار ديد كه مباشر محال فومن را براى سى تومان از شغل خود و جمع‌آورى پول شاهى اشرفى بازدارند . در حضور جمعى سى تومان به هرطورى بود ، از پسر خان والى گرفته و پانزده تومان هم در همان مجلس فرستاده از محمد كريم بك گماشتهء مقرب الخاقان سركار فرخ خان گرفته قرار عمل او را در همان مجلس گذرانديم و تمسّك يك ماهه به اسم خود قرض الحسنه از ميرزا فتحعلى
هامش
( 1 ) . در اصل : رفت ( 2 ) . ظاهرا ورقه‌اى كه شماره‌هاى پنجم و ششم و هفتم و بخشى از هشتم در آن بوده مفقود شده است . ( 3 ) . در اصل : آسوده‌گى ( 4 ) . در اصل : آورد كه