- 398 - نامهء دوستانهء ميرزا على خان منشى حضور ( امين الدوله ) به ميرزا رضا خان اقبال السلطنه « 1 »
به خط خوش ميرزا على خان و به شيوهء شكسته نستعليق بدون نقطه .
فدايت شوم امروز ندانستم چه كرديد ، كجا بوديد در « جايه » « 2 » تشريف برديد . زيارت حضرت عبد العظيم مشرف شديد ، يا در « جايه » مشغول شيّادى بوديد .
جان من هر حيله به كار زديد ، هر رنگ تازه ريختيد ، هركس را كه فريب داديد ، مرا هم مطّلع سازيد . به خدا صلاح شما نيست كه با من به خلاف حركت بفرمائيد . صدق و راستى در دنيا بهتر از همهچيز است . هيچ نمىخواهم با اين اخلاص و ارادت به خلاف نيّت شما حركت كنم .
من آنچه شرط بلاغ است با تو مىگويم * تو خواه از سخنم پند گير ، خواه مگير
بارى مقصود اين حرفها نيست . شما خودتان بهتر از من تكليف خودتان را مىدانيد . عرض و اظهار و زحمت جسارت است . غرض اين بود كه چرا عكسها « 3 » را نفرستادهايد . امروز چه كرديد . فردا چه خيال داريد . در « جايه » مىرويد ، در خدمت شما برويم ، يا همينجا مشغول شيّادى و مردمفريبى خواهيد بود ، و السلام .
هامش
( 1 ) . مرحوم معاون الدوله در حاشيهء نامه با مداد مرقوم فرمودهاند : « تصوّر مىكنم خطّ ميرزا على خان امين الدوله بعدى در ايّام جوانى باشد كه به اقبال السلطنه ( آجودان مخصوص ) نوشته . »
( 2 ) . « جايه » نام قريهاى است در دو فرسنگى شهر تهران كه جاجرود ( در اصل جاى رود ) از پيش آن مىگذرد ( رجوع شود به فرهنگ دهخدا زير كلمهء « جاجرود » ) .
( 3 ) . ميرزا رضا برادر ميرزا علينقى حكيم الممالك از پيشخدمتهاى حضور ناصر الدين شاه در سال 1280 « عكاسباشى » لقب گرفت و در 1302 ملقّب به اقبال السلطنه گرديد ( چهل سال تاريخ ايران ، به كوشش ايرج افشار ، 514 / 3 ) .