هو قربان خاكپاى مباركت گردم ملّا آقاى دربندى مدتى است در طهران است ، چنان كه مقصود او بود مورد الطاف ملوكانه نگشته . خود او مرد معروفى است . حالتش همچنان نيست كه در نظر مبارك پوشيده باشد . دو روز قبل حاجى شيخ محمّد برادرزادهء مرحوم شيخ رضا و عضد الملك « 1 » اين غلام را ملاقات كرده شرحى در باب او گفتند . اين غلام هم خود اعتقادى در حق او داشته و دارد . توقف طهران او گويا چندان مناسب نباشد . به ملاحظات كليّه ، او را مأيوس راه بردن و اعتنا نكردن هم گويا مناسب نباشد . اگر امر مبارك قرار بگيرد فى الجمله اظهار تفقّدى در حق او بشود و چنين نداند كه سركار اقدس شاهنشاه روح العالمين فداه وجود و عدم او را على السّوى مىشمارند . و قرار معاشى هم على الحساب در قم براى او داده شود . دويست تومان موظّف هست چيزى هم بر آن مبلغ افزوده شده محلّ سكناى او در قم معيّن شود . شايد بطور خوشى روانهء قم گشته بعضى ملاحظات دور و نزديك از ميان برود . ديگر تا رأى جهانآراى ملوكانه چه اقتضاء كند . چون لازم . . .
صدر عريضه به خط ناصر الدين شاه :
روز اولى كه ملّا آقا آمد از او بازديد كرديم ، كمال احترام شد ، به توسّط حاجى ملا على مقدسى و سپهسالار . مكرّر خواستيم مطلب و عرض او را بفهمم نفهميدم ، و البته لازم است او مأيوس نباشد . او خود ، خود را معطّل مىدارد . حال شما اقدام بكنيد ، به مطالب و عرايض او برسيد به عرض برسانيد . از هر قرار در حق او مضايقه نداريم .
هامش
خدمت و شكوه و مهابت و دليرى ميان ابناء سلسلهء علميّه امتيازى بيّن داشت . از فرقهء بابيّه زخمى بر صورت شريفش داشت . . . » .
( 1 ) . به احتمال قوى مراد عليرضا خان قوانلو ايلخانى قاجار ( 1328 - 1238 ه . ق ) پسر موسى خان دائى ناصر الدين شاه است كه در سال 1284 ه . ق پس از درگذشت ميرزا محمد حسين عضد الملك قزوينى ( يعنى دو سال پيش از درگذشت ملا آقاى دربندى كه در متن عريضه بدان اشاره شده است ملقب به عضد الملك و مهردار شاه شد ( جلد اوّل شرح رجال ايران ، ص 435 ) . نامبرده مسؤوليتهاى مختلفى بر عهده داشته كه به شرح چهل سال تاريخ ايران به كوشش ايرج افشار ، 991 / 2 عبارت بوده است از : وزير عدليه - ايلخانى - خوانسالارى - رئيس و خازن مهر - غلامچهباشى - قراول خاصه - حاكم طبرستان - وزير حضور . ضمنا تذهيب عتبات ، تعمير ابنيهء مازندران ، احداث قنات عضديه به وسيلهء او انجام گرفته است .