بدهد . از اوّل منزلها نفهميده سياهه كرده بودند .
- 206 - عريضهاى به ناصر الدين شاه راجع به كمبود باروت و دستور شاه به خط خود در صدر عريضه براى شليك زنبوركچىها و توپ صبح و شام هم باروط لازم است
تصدّق خاكپاى اقدس همايونت گردم زين العابدين خان سرتيپ . . . از روى احتياج و ضرورت قبض به جهت سرب و باروط و سنگ و تفنگ نوشته چون يقين است كه سوار او سرب و باروط ندارند و لابدّ مىبايد داد ، هرگاه امر و مقرّر مىفرمايند قبض او را حواله بدهد كه رفته بگيرند و كار درست خود را بكنند .
براى شلّيك زنبوركچى و توپ صبح و شام هم باروط لازم است كه [ در ] قورخانه حالا زياده از سى من باروط موجود نيست ، ناچار بايد از كيسههاى توپ شكافته صرف بكنند . اگر مقرّر مىدارند از حالا به جهانسوز ميرزا نوشته شود كه هرقدر بتواند و مقدور و ممكن باشد از قورخانهء بسطام و بازار آنجا باروطى سرانجام و مهيّا كرده پيش بفرستد كه در بين راه برسد و معطّلى حاصل نشود و الّا صاحباختيارند . لازم بود جسارت نمود .
الامر الاقدس الارفع الاعلى مطاع .
خط ناصر الدين شاه در صدر عريضه :
قبضى كه زين العابدين خان داده است ، سرب و باروط به او بدهيد . در شهر بوجنورد تفحّص بكند اگر بتوانيد يك خروار باروط به هر قيمت باشد پيدا بكنيد بخريد .
به جهانسوز فرستادم بنويسيد او مىفرستد برود مهيّا بكند .
- 207 - عريضهاى به ناصر الدين شاه و جواب شاه به خط خود
دخالت پسر ظهير الدوله « 1 » در عمل سيورسات خانه و سيورسات ملتزمين ركاب
هامش
( 1 ) . صيد محمد خان پسر يارمحمد خان ظهير الدوله وزير و حكمران هرات ( ر . ك : مجموعه اسناد و مدارك فرخ خان امين الدوله ، چاپ دانشگاه تهران ، 1347 ، ج 2 ، ص 102 .