تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسناد تاريخى خاندان غفارى ( فارسي ) — صفحة 124

مساهمون:

ص١٢٤

- 125 - دربارهء كراب و سردار يعقوب خان افغانى « 1 »

فدايت شوم اليوم نيمروز بود كه آدم كراب آمد و از قول او گفت كه دو ساعت به غروب مانده كراب براى ملاقات شما مىآيد كه به جهت اطلاع عرض شد . اگرچه سابقا خدمت بندگان عالى عرض كردم كه سردار يعقوب خان را براى ملاقات خواست و مشار اليه نيامد . و حال كراب بدون اظهار ناخواسته ارادهء ملاقات كرد . ديگر چون ماندنش فردا كه يوم سه‌شنبه است به خيريت حركت كنم . « 2 » در باب قاطرهاى كرايه ، به جهت آدمان مخلص كه پياده‌اند و در باب استخلاص سه نفر استادان تفنگ‌ساز و توپ‌ريز و چخماق‌ساز هم تا به‌حال جوابى از خدمت بندگان عالى نرسيد . همانطورى كه محبوس‌اند ، در حبس‌اند . چون كارها همه ناتمام و معطل [ است ] نمىدانم كه پس‌فردا چگونه رفتن مخلص خواهد شد ، بايد كه اين كارها همه از امروز تا فردا درست مىشد و استادان مزبور مىآمدند كه كار اوها را درست مىكرديم كه در رفتن معطّل نمىشدند ، يك فردا از توقف مخلص آنجا باقى است و كارها همه ناتمام . باقى را سركار بندگان عالى صاحب‌اختيارند . چون لازم بود زحمت داد ؛ و السلام .

- 126 - دستخط ناصر الدين شاه قاجار به امين الدوله در خصوص بابيها و سوءظن به ملا محمد جعفر

هامش
( 1 ) . سردار يعقوب خان ( حاكم هرات و بعد امير افغانستان ) پسر امير شير على خان و او پسر امير دوست محمد خان . وى در حدود نه ماه سلطنت از ربيع الثانى تا ذى الحجهء 1296 قمرى ، پس از قتل( Sir Louis Cavagnary )نمايندهء سياسى و ساير مأمورين انگليس در كابل ، به‌وسيلهء انگليس‌ها در سال 1296 ه . ق توقيف و از سلطنت خلع و به هندوستان تبعيد شد و مدّت چهل و پنج سال تمام در شهر دهرا دون زير نظر مأمورين در حال تبعيد بسر برد تا در سال 1341 ه . ق در سن 76 سالگى در همان شهر درگذشت . سردار ( - در اصطلاح اهالى افغانستان به معناى شاهزاده است ) يعقوب خان در سال 1284 هجرى در سفر اوّل ناصر الدين شاه قاجار به خراسان ، در سن 19 سالگى كه حاكم هرات بود به دستور پدر با بزرگان و خوانين افغانستان براى تبريك و تهنيت ورود ناصر الدين شاه به خراسان آمده بود ( شرح‌حال رجال ايران ، 453 - 452 / 4 ) . ( 2 ) . عبارت در اصل چنين است .