دارد يك محل باشند .
( 128 ) ص 295 س 25 : در آنجا مير محمد صالح مير حيدر منزل داشت . حرف واو ميان مير محمد صالح و مير حيدر زائد بهنظر مىرسد .
( 129 ) ص 229 س 19 : مزار پير داوودى در زاهدان امروز باقى است .
( 130 ) ص 299 س 25 : چنگ مرغان ديهى از بخش شيب آب شهرستان زابل ( فرهنگ جغرافيائى ايران ج 8 ص 116 ) چنگ به ضم حرف اول مرداب و آبگير و چنگ به كسر حرف اول قله و پوزه و پيشآمدگى كوه را گويند . جارونك و جلالآباد از اعمال چنگ مرغان بوده است .
( 131 ) ص 300 / حاشيهء 3 : ففروا به جاى نفروا صحيح است .
( 132 ) ص 301 س 10 : جانى به جاى خانى صحيح است .
( 133 ) ص 303 س 3 : تاكنون ملك محمودى ديگرى غير از ملك محمودى بن ملك غياث الدين محمد نداشتيم .
آيا اين نام با نام ملك محمدى در ص 304 سطر آخر يكى است . اين بنده نتوانست تصميمى دربارهء اين دو نام بگيرد و تغييرى در آنها بدهد .
( 134 ) ص 304 س 9 : محمود به جاى محمد صحيح است .
( 135 ) ص 305 س 5 : نقيب محمود [ و ] رئيس قنبر ن . ك . به ص 355 / 10 .
( 136 ) ص 308 س 12 : پشته خرى . امروز با همين نام و تلفظ وجود دارد .
( 137 ) ص 312 س 9 : جانى به جاى خانى صحيح است .
( 138 ) ص 313 س 2 : كلمهء آقا كه با نام زنان همراه باشد معمولا با غين نوشته مىشود . ن . ك به ص 183 / 14 .
( 139 ) ص 313 س 18 : ملك محمود غلط و ملك محمد است . ملك محمد بن ملك على بن ملك ابو سعيد . و در صفحات 242 و 244 و 253 و 268 و 269 و 275 و 301 تمام ملك محمد آمده است .
( 140 ) ص 315 س 7 : ملخان شايد با ملحان امروزى كه يكى از مراكز سنجرانيها است قابل تطبيق باشد .
( 141 ) ص 316 س 14 : كلمهء كرمان در اين عبارت موردى ندارد و احتمال دارد كه اين كلمه نيز « به زمان » باشد چه ملك ابو اسمعيل بنابر اختلاف با حاكم به زمان ديگر به به زمان نرفته است .
( 142 ) ص 317 س 8 : در سطر 7 همين صفحه « بن فهل » و در سطور بعد نيز اين كلمه به همين شكل آمده است . در سطر 8 بايد كلمه « بن » را قبل از فهل افزود .
در سطر 15 همين صفحه لشكر بن فهل صحيح است .
( 143 ) ص 319 س 6 : مير حسن جان به جاى مير حسين جان صحيح است .
( 144 ) ص 319 س 7 : ملخان بايد با ملحان امروزى
احياء الملوك ( تاريخ سيستان تا عصر صفوى ) ( فارسى ) — صفحة 542
مساهمون: شاه حسين بن غياث الدين محمد
ص٥٤٢