تخطي إلى المحتوى الرئيسي

احياء الملوك ( تاريخ سيستان تا عصر صفوى ) ( فارسى ) — صفحة 523

مساهمون:

ص٥٢٣
و ميرزا رفيع الدين محمد صدر خاصه شريف به ديوان مىنشستند و به حقايق حال مردم مىرسيدند و عرايض جمع مىنمودند و به خدمت اشرف به جواب مىرسيد و بعضى اوقات گرامى را به جشن و سرور در باغ جنت بنياد عباس‌آباد و باغات و عمارات خيابان كه در درب دولت واقع است مىگذرانيدند . عمارت پل زنده‌رود ، همواره مشحون به‌وجود پسران گل رخسار سرو « 1 » رفتار و دختران سيمين عذار بود . مدت چند ماه در دار السلطنهء اصفهان هنگامهء حضور گرم داشتند و به تاريخ هشتم شهر ربيع الاخر به جانب مازندران بهشت نشان توجه فرموده ، دفترخانهء همايون و ديوان بيگى و صدر اعظم و اهل قلم را به دار السلطنهء مزبور گذاشتند كه به سرانجام مهام خلايق اشتغال داشته باشند و در آن ايام مكرر حكايت بنده را سرزبان مكرمت بيان به احسن‌وجهى داشتند و مكرر سفارش بنده به اركان دولت و ميران و مقربان مجلس اعلى مىفرمودند ، تا در آن شب كه صبح او ، از اصفهان نهضت فرمودند ، سفارش مهمسازى بنده سرزبان آورده ، عاليجناب فدوى القاب ميرزا محمد رضا وزير آذربايجان و مصاحب محفل خاص را مخاطب داشتند و بنواب مقرب الحضرة نيز اشاره در اين باب فرمودند . فدوى از كمال محبت كه نسبت به بنده داشتند بر زبان مىآوردند كه اشفاق اعلى نسبت به ملك بسيار بسيار به محل خود است و ملك شاه حسين به كار [ افتادگى دارد ] كه در آن چند روز مكرر خود آن حرف به زبان مبارك داشتند همان حرف مخل طبع همايون گرديد و عتاب و خطاب آمدند كه مگر ملك جلال الدين سر از ربقهء فرمان خواهد پيچيد كه فلانى رفته تنبيه او خواهد كرد و طبع اشرف تند شده ، حاصل بعد از مراجعت در دماوند ، اثر جواب ظاهر شد . بر سر شفقت آمده مجددا به تيول همه‌ساله قصبهء نيه و بندان خلعت فرمودند و خلعت شاهى شفقت و مرخص ساختند . متوجه فراه [ شد ] و به
هامش
( 1 ) - در متن كلمه‌اى چند محو شده است و بدين‌ترتيب خوانده شد .