باشد و يا گم شده باشد لباس معمولى به كار مىرود . اونيفرم مرسوم براى هنگ - هاى عادى بلوز از يك پارچهء آبى با كمربند قهوهاى چرمى و شلوار هم از همين پارچه و كلاه از پوست بره به رنگ سياه با نشان برنجى در جلو آن است ، اما خيلى بهندرت سربازى با اونيفرم كامل ديده مىشود .
اسما هر تابينى در سال دو دست لباس نخى حق دارد . همچنين يك دست لباس پشمى و دو جفت پوتين و هردو سال يكبار هم وقتى كه هنگ منحل مىشود حق دريافت شش ماه مواجب براى مدد سفر بازگشت به اقامتگاه خود دارد . لباس بهندرت دريافت مىشود و مقررى بازگشت هيچوقت دريافت نمىشود .
من در نقاط ديگرى از دنيا سرباز ديدم ، اما تقريبا در هيچجا اين همه افراد ارجمند انسانى را با اين طرز لباس محقر و تجهيزاتى تا اين اندازه بىمقدار مشاهده نكردهام .
اصلاح لشكرى -
پادشاه فعلى دربارهء اصلاح قشون هم اقدام كرده است ، ولى در اين زمينه هم مانند موارد نيمبند ديگر نتيجهاى بدست نيامده است . امير نظام ( ميرزا تقى خان . م ) كه به امر او از بين رفت توجه سياستمدارانهاى نظير امور ديگر به كار لشكر نموده بود ، و اگر او زنده بود وضع قشون ايران خيلى با آنچه فعلا هست تفاوت داشت .
بار ديگر شاه در سال 1875 در اثر تلقينات نخستوزير مقتدر خود ميرزا حسين خان ( مشير الدوله ) كه در آن موقع رياست شوراى سلطنتى را داشت ، به اقدامات اصلاحى نظامى پرداخت كه دامنهدارترين اصلاحات قشونى و متضمن تجديد اساسى سازمان لشكرى بود . امريهء نظام اجبارى صادر و مدت آن دوازده سال تعيين گرديد . لشكر دائمى زمان صلح را نيز در نظر گرفتند ، و ترفيعات براساس مدت خدمت مقرر و مقرراتى هم براى پرداخت مواجب مرتب و حق دورهء تقاعد وضع شد ، ولى مانند بيشتر افكار اصلاحى اين كارها هم در طاق نسيان افتاد ، و هيچگاه مجرى نشد . وضع درهمبرهم قديم كماكان دوام دارد و حال بدين منوال خواهد ماند تا سردار بزرگى تمام اين بساط را تارومار كند .