فوج بهطورىكه در فصل اين كتاب راجع به خراسان ملاحظه شد به مدت طولانى دو يا سه سال به خدمت اشتغال دارند و به پادگان مشهد و كرمان و ساير نقاط دوردست ايران اعزام مىشوند ، در همان جاهائى كه سهميهء سربازان محلى يا چندان قابل اعتماد نيست و يا از استعداد كافى نظامى محروماند . اسبهاى سواره - نظام جثهء كوچك ، ولى زور كافى داشته و پرطاقت هستند .
مردها سواركار بار مىآيند و مىتوان از آنها سوارنظام تيزكار فراهم ساخت .
قسمتى از پيادهنظام با تفنگهاى تهپر ورندل و بعضى از توپخانهها با توپهاى توپر اوكاتيوس تجهيز شدهاند . اما اكثريت افراد پيادهنظام تفنگ پاشنهدار قديمى را به كار مىبرند .
پادگانهاى آذربايجان -
پادگان شهرهاى بزرگ از لحاظ عده بنابر فصول سال تغيير بسيار مىكند . در تابستان خيلى زيادتر از زمستان نفرات به خدمت احضار مىشوند . تا چندين سال اردوگاه بزرگ تعليماتى هرساله در نزديكى تبريز ترتيب مىدادند و 8000 تا 9000 سرباز با فرماندهى يك افسر اتريشى به مشق و تعليمات نظامى مىپرداختهاند . مىگويند كه وى در پيشرفت كار آنها توفيق بسيار حاصل كرده بوده است ، ولى در سال 1890 در اردوگاه مزبور فقط 300 تن سوار و سه فوج پيادهنظام و دو واحد توپخانه و يك توپخانهء كوهستانى بود .
پادگانهاى معمولى لشكرهاى آذربايجان به شرح ذيل است :
تبريز - دو فوج و نيم پياده يك هنگ سوار « 1 » قزاقهاى ايرانى و سه توپخانه .
خوى - يك هنگ پياده و يك واحد توپخانه بعلاوهء چند نفر توپچى براى توپخانهء قلعهء آنجا « 2 » .
اروميه - يك هنگ پياده و يك واحد كوچك توپخانه .
مراغه - يك هنگ پياده و يك واحد كوچك توپخانه .
هامش
( 1 ) - اين فوج هرساله براى دولت 4000 تومان خرج دارد ، ولى فقط شامل 100 نفر است .
( 2 ) - قلعهء خوى كه طرح آن از مهندسان اروپائى است بنابر قول صاحبنظران يگانه قلعهء قابل ذكر ايران است