همهء قرآن آموخته بودند چهار يا شش تن پيش نبودند كه علي ( ع ) وعبد اللَّه بن مسعود وابن أبي كعب ومعاذ بن جبل از آن جمله بودند « 1 » . عبد الله بن مسعود ميگفت : ما قرآن مشكل آموزيم وآسان عمل كنيم واخلاف ما آسان آموزند ومشكل عمل كنند « 2 » .
پيمبر نميخواست ياران بكتابي غير قرآن توجه كنند . روزى عمر صحيفهاى از تورات ( شايد قسمتى از تورات ) نزد وى آورد وگفت :
« اين تورات است » پيمبر خاموش ماند ، عمر خواندن آغاز كرد ووى خشمگين شد وگفت : « بخدا اگر موسى ظهور ميكرد پيرو أو ميشديد ومرا رها ميكرديد ، واگر موسى نبوت مرا درك كرده بود پيرو من ميشد » « 3 » در بارهء حرمت قرآن سخت دقيق بود ، اجازه نميداد كسان قرآن را با خود به سرزمين كفار برند « 4 » مبادا به دست ناكس افتد وحرمت آن برود . « 5 » يك روز قسمتى از قرآن را پيش يكى از جوانان هذيل ديد كه يك يهودي نوشته بود گفت : « هر كه چنين كرده خدايش لعنت كند ، احترام كتاب خدا را نگه داريد « 6 » » بعضي سورهها را بر بعض ديگر ترجيح ميداد ، ميفرمود ( يس ) قلب قرآن است « 7 » حقا آن سياق بسيار موزون كه ( يس ) دارد وكلماتش چون زيباترين أصوات آهنگين طربانگيز است وجمال معنى كه در آن هست كه وصف دقيق بهشتيان وجهنميان است ، شايستهء وصفى چنين است كه قرآن أوج بلاغت است و ( يس ) زبدهء بلاغت قرآن است . پس از نزول سورهء فتح در بارهء آن فرمود امشب سورهاى بمن نازل شد كه آن را از همهء
هامش
( 1 ) مقدمتان في علوم القرآن
( 2 ) الجامع لأحكام القرآن
( 3 ) أبو داود
( 4 ) دارمى
( 5 ) توضيحات مالك
( 6 ) الجامع لأحكام القرآن
( 7 ) بيهقى ترمدى