تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الصحيفة العلوية والتحفة المرتضوية — صفحة 646

مساهمون:

ص٦٤٦
و بمرگ خود يقين دارد . و پيش از فوت دست به كار توبه شده است ، اگر نعمت توفيق آن را به دو بدهى و از وى درگذرى كه توئى اى خداى من مايهء اميد من چون كه درهاى اميد برويم تنگ ( و بسته ) شده ، و پناهگاهم توئى زيرا جايگاهى براى پناه نيابم ، توئى - اى آقاى من - كه بعزت و بلندى مقام يگانه‌اى ، و بيگانگى و بقاء يكتائى ، و توئى عزتمند يكتاى بمجد و شوكت ، اى پروردگارم تو را ستايش كنم ، كه مخفيگاهى نيست كه بتواند چيزى را از تو مخفى كند ، و نه روزگار و زمان تواند در تو تغييرى دهد ، بلطف خويش ميان فرقه‌هاى مختلف الفت دادى ، و بقدرتت سپيدهء صبح را شكافتى ، و بكرم خويش تاريكيهاى سخت را روشن كردى ، و آبهاى شور و شيرين از سنگهاى سخت روان ساختى ، و از ابرهاى فشرده بارانى فراوان فرو ريختى ، و خورشيد را براى مردمان چراغى فروزان كردى ، و ماه و اختران را برجها مقرر داشتى ، بىآنكه در اين آفرينش مبتكرانه دچار خستگى گشته و بفكر چارهء كار باشى ، و توئى معبود هر چيز و آفريدگار آن ، و مسلط بر هر چيز و روزى ده آن ، عزيز آن كسى است كه تو عزتش دهى ، و خوار كسى است كه تواش خوار سازى ، و خوشبخت آن كسى است كه تو خوشبختش كنى ، و بدبخت آنست كه تو بدبختش كنى ، و توانگر و بىنياز آن كسى است كه تو توانگرش كنى ، و فقير آنست كه تو فقيرش سازى ، توئى صاحب اختيار و مولاى من ، و روزى من بعهدهء تو است ، و اختيارم بدست تو است ، درود فرست بر محمد و خاندان محمد ، و با من كن آنچه را تو شايستهء آنى ، و بفضل خود بر بنده‌اى توجه كن كه نادانى سر تا پايش را فرا گرفته ، و امروز و فردا كردن بر او چيره گشته تا آنجا كه با روزگار سازش كرده و دست به كارهاى حرام و گناهان زده ، اى آقاى من مرا بنده‌اى گردان كه بتوبه پناه آورده كه براستى پناهگاه گنهكاران توبه است ، و بوسيلهء جود و كرم وسيعت مرا از