ندارد ، و جز تو اميد و آرزوئى ندارد و مهربانتر از تو فريادرسى ندارد ، و غير از تو تكيهگاهى كه بدان تكيه كند براى او نيست ، توئى مولا و سرور من كه پيش از استحقاق نعمتها بخشيدى ، و به آنان كه شايستگى نداشتند با احسان بخشى خود شايستگى آن را دادى ، جلوگيرى ( از نعمت ) تو را عزيز نكند ( و بعزت و شوكت تو نيفزايد ) و عطائى جلوى تو را ( از عطائى ديگر ) نگيرد « 1 » ، ( و يا عطيه بخشى خزينهات را تهى نسازد ) و نه اينكه درخواست پافشارىكنندگان گنجينهء وسيعت را به آخر رساند ، بلكه تو از روى احسان بخشى و كرمى كه نسبت به بندگانت داشتى ارادهء ارزاق آنها را كردى ، خدايا بيان از رسيدن بمدح تو قاصر ، و زبان از بيان موجبات حمد و ستايش و زياده بخشى تو عاجز است ، و من - با اينكه گناهان حلقه وار احاطهام كرده - آهنگ درگاه تو را كردهام ، و توئى مهربانترين مهربانان و بزرگوارترين بزرگواران ، و بخشندهترين بخشندگان ، و پر نعمت ترين روزى بخشان ، و بهترين آفرينندگان ، آغاز ، و انجام ، آشكار و نهان ، و تو بزرگوارتر و عزيزتر و مهربانتر و كريمتر از آنى كه كسى را كه به تو اميد و آرزو كرده و آنچه را نزد تو است آزمند گشته است ( نااميد ) بازگردانى ، پس تو را ستايش اى شايستهء ستايش ، معبودا من در مورد انديشه نسبت به خود ( و در آنچه بخير و صلاح من است ) راه ستم و انحراف را پيمودم ، و روزها را به انجام گناهان سپرى كردم ، و توئى صاحب اختيار هر نعمت ، و دارندهء جلالت و بزرگوارى و چيزى جز نظر لطف و كرم تو نسبت به من باقى نمانده ، اى خدا چنان كن كه
هامش
( 1 ) در معناى جملهء
« و لم يعزك منع و لا اكداك اعطاء »
چند وجه گفته شده كه به نظر ما آنچه ترجمه شد نزديكترين معانى آن بود و هر كه خواسته باشد از معانى و احتمالات ديگر نيز مطلع گردد بحاشيه بلد الامين كفعمى ص 106 و يا به جلد هيجدهم بحار الانوار ( ط كمپانى ) - كتاب الصلاة - ص 832 مراجعه نمايد .