بگشا ، و برايم از هر كارى كه مرا به اندوه اندازد گشايش و برآيشى مقرر فرما ، و اميد بذات خودت را در دل من پا بر جا كن تا از اميد به مخلوق و اميد بما سواى تو بازم دارد ، و تا آنكه اعتماد من جز به تو نباشد ، خدايا مرا در پرده ( و غفلت ) فراموشى باز نگردان ، و تدريجا بدام ( غرور و غفلت مال و منال ) دچارم مكن ، و نامم را در زمرهء بيخبران ثبت مفرما ، خدايا به تو پناه ميبرم از اينكه بندگانت را گمراه سازم و در اجابتت دچار ترديد گردم ، خدايا من گناهانى دارم كه دفترت آنها را ثبت كرده و دانشت بدانها احاطه دارد ، و در علمت دقيقا آنها ضبط شده ، و منم خطاكار گنهپيشه ، و توئى پروردگار آمرزندهء احسان پيشه ، و من بوسيلهء توبه و بازگشت بدرگاهت توجه كردهام و گذشت از گذشتههايم را از تو خواستارم پس از من در گذر و گناهان گذشتهام را بيامرز كه براستى توئى توبه پذير مهربان خدايا تو بمهرورزى من از همه كس سزاوارترى ، پس به من رحم كن ، و كسى را كه به من رحم نميكند در دنيا و آخرت بر من مسلط مكن خدايا كارهاى نهانى مرا كه ببزرگوارى خود بر من پوشاندهاى چنان مكن كه موجب گرفتارى تدريجى من باشد و در نتيجه روز رستاخيز مرا بدانها مؤاخذه كنى و در پيش خلائق رسوايم سازى ، و در هر دو سراى اى پروردگار من از من در گذر كه براستى تو آمرزش پيشه و مهربانى ، خدايا اگر من شايستگى آن را ندارم كه برحمت و مهر تو برسم اما رحمت تو شايستگى آن را دارد كه شامل حال من گردد و فرايم گيرد ، زيرا كه آن همه چيز را فرا گيرد و من نيز چيزى از چيزها هستم كه بايد رحمتت مرا هم فرا گيرد اى مهربانترين مهربانان ، خدايا و اگر چنان است كه رحمت خود را به آن دسته از بندگانت مخصوص داشتهاى كه در مورد دستوراتت فرمانبردارند ، و به همان كه براى آن ايشان را آفريدهاى عمل كنند محققا آن دسته از بندگانت جز بوسيلهء توفيقى كه تو بدانها دادهاى به اين سعادت نائل نگشته و اين موفقيت را كسى جز تو بدانها نداده است ، در صورتى كه رحمت تو پيش از توفيق فرمانبرداريشان از تو شامل
الصحيفة العلوية والتحفة المرتضوية — صفحة 565
مساهمون: سيد هاشم رسولي محلاتى
ص٥٦٥