و اشراف را به اقتدار خود از هم پراكنده ساختى « 1 » ، و كوهها را ببزرگى و عظمت خود از هم متلاشى كردى ، و فخر و بزرگى را براى خود برگزيدى ، و حمد و ثنا در نزد تو مأوا گرفت ، و جايگاه شوكت و بزرگوارى خاص تو است ، پس چيزى به تو نرسد ، و هيچ كس نيروى تو را ندارد ، توئى پناه پناهجويان و تكيهگاه تكيهكنندگان ، و محل اعتماد مؤمنان ، و راه خواستهء خواستاران .
خدايا از تو خواهم كه فتنهء شهوات ( و خواستههاى دل ) را از من دور گردانى و از تو خواهم كه به من ترحم كنى و در هر فتنهء گمراهكنندهاى مرا ثابت قدم دارى ، كه تو جايگاه عرض شكوه و حاجت من هستى ، هيچ كس مانند تو نيست ، و أحدى قدرت تو را ندارد ، تو بزرگتر و والاتر ، و بزرگوارتر ، و نيرومندتر ، و برتر و عظيمتر ، و ارجمندتر ، و با شوكتتر و بزرگوارتر از آنى كه خلايق بتوانند به وصف تو رسند ، تو چنانى كه خود وصف كردهاى ، اى فرمانرواى روز جزا ، خدايا از تو خواهم بهر نامى كه مخصوص تو است و دوست دارى كه تو را بدان خوانند ، و بهر دعائى كه يكى از آفريدگانت از پيشينيان و پسينيان تو را بدان دعا خوانده و دعايش را مستجاب كردهاى ، ( خواهم ) كه همهء گناهانم را بيامرزى ، كهنه و تازهاش را ، كوچك و بزرگش را ، نهان و آشكارش را ، آنها را كه ميدانم و آنها را كه نميدانم ، و آنچه را كه تو بر من شماره و ياد داشت كردهاى و من خود فراموشش كردهام ، خدايا مرا بيامرز و به من رحم كن ، و توبهام را بپذير كه براستى توئى توبه پذير اى مهربان اى مهربانترين مهربانان .
هامش
( 1 ) در هر دو نسخه كه نزد ما بود :
« و بددت الاشرف . . . . »
بود كه بپراكندگى ترجمه شد و بعيد نيست تصحيف شده باشد ، و در نسخهء بحار :
« و بذلت الاشراف . . . »
است كه احتمال تصحيف در آن نيز ميرود ، و اگر همين طور كه ترجمه شده باشد بعيد نيست كنايه از شكستن قدرت و صولت آنها باشد ، و اللَّه اعلم .