تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الصحيفة العلوية والتحفة المرتضوية — صفحة 43

مساهمون:

ص٤٣
و نيازم بدرگاهت ، و افتادنم بگونهء رويم ، و بسرگردانيم در بدى گناهانم ، كه براستى توئى مهربانترين مهربانان . اى بهترين كسى كه خوانندش ، و بهترين مايهء اميد ، و بردبارترين چشم پوش ( و ناديده گير ) و نزديكترين فريادرس ، تو را در حال فريادرسى خوانم ، فريادرسى شخص سرگردان نااميد از فريادرسى خلق و آفريدگانت پس ( اى خدا ) بلطف خويش بر ناتوانى من عنايت فرما ، و با فراخ رحمتت گناهان بزرگم را بيامرز ، و سازندگى زودرس خود را به من ببخش ( و برنامهء زندگيم را هر چه زودتر بر شالودهء رضاى خويش پى ريزى كن ) كه بخشش تو فراخترين بخششها است . معبودى جز تو نيست ، منزهى تو ، و من براستى از ستمكارانم ، اى خدا ، اى يگانه ، اى خدا ، اى بىنياز ، اى كه نزاده ، و نه زائيده شده و نيست برايش همتائى هيچ كس ، خدايا مطالب ( و كارها ) خسته‌ام كرده ، و راهها بر من تنگ گشته ( و بسته شده ) و آنان كه از همه ( به من ) دور تر بودند ( يعنى شيطان و پيروانش ) مرا به خود نزديك كرده ، و خويشان مرا ملول و خسته كرده‌اند ، و آنگاه كه اميدها قطع شود تنها مايهء اميد توئى ، و هر گاه بلا و گرفتارى بزرگ و سخت شود تنها كمك كارم توئى ، و در سختى و خوشى يگانه پناه توئى ، پس اى خدا بر طرف كن اندوه كسى را كه چون نااميديش او را به ياد بديهايش مياندازد يكسره از خويش مأيوس گردد ، و از رحمت خويش نااميدم مكن اى مهربانترين مهربانان .
الصحيفة العلوية والتحفة المرتضوية — صفحة 43 | سيد هاشم رسولي محلاتى / عبد الله بن صالح السماهيجي