تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الصحيفة العلوية والتحفة المرتضوية — صفحة 444

مساهمون:

ص٤٤٤
بينشت بهر چيز نفوذ دارد ، و هر چيز را در نامه‌اى شمار كرده‌اى ، خدايا تو را ستايش چنانچه تو شايستهء آنى ، معبودى نيست جز تو كه نپوشاند از تو ( چيزى را ) شب تار و نه آسمان برج دار ، و نه زمين شكاف دار ، و نه درياى موج دار ، و نه كوههاى قله دار ، و نه تاريكيهائى كه روى هم قرار دارد . پروردگارا منم آن خرده‌اى كه توأم پروريدى ، پس تو را ستايش . و منم پستى كه توأم رفعت دادى ، پس تو را ستايش . و منم بىقدر و ارزشى كه توأم بزرگوار كردى ، پس تو را ستايش ، و منم خوارى كه توأم عزيز گرداندى ، پس تو را ستايش . و من خواهنده‌اى كه توأم عطا كردى ، پس تو را ستايش . و منم شوقمندى كه توأم خوشنود ساختى ، پس تو را ستايش ، و منم مستمندى كه توأم توانگر ساختى ، پس تو را ستايش . و منم افتاده‌اى كه توأم برداشتى ، پس تو را ستايش . و منم گمراهى كه توأم هدايت فرمودى ، پس تو را ستايش . و منم نادانى كه توأم دانا كردى ، پس تو را ستايش . و منم گمنامى كه توأم شرف دادى ، پس تو را ستايش . و منم خطاكارى كه توأم بخشودى ، پس تو را ستايش ، و منم گنهكارى كه توأم مشمول رحمت خويش قرار دادى ، پس تو را ستايش ، و منم مسافرى كه توأم همدم بودى ، پس تو را ستايش . و منم غائبى كه توأم نزديك ساختى پس تو را ستايش . و منم گواهى كه توأم حفظ كردى پس تو را ستايش . و منم بيمارى كه توأم شفا دادى پس تو را ستايش . و منم دردمندى كه توأم بهبودى بخشيدى ، پس تو را ستايش . و منم گرسنه‌اى كه توأم سير كردى ، پس تو را ستايش . و منم برهنه‌اى كه توأم پوشاندى ، پس تو را ستايش . و منم آواره‌اى كه توأم مأوا دادى پس تو را ستايش . و منم يكه و تنهائى كه توأم پشتيبانى كردى ، پس تو را ستايش و منم بىياورى كه توأم يارى كردى ، پس تو را ستايش . و منم اندوهناكى كه اندوهم را بر طرف ساختى ، پس تو را ستايش . و منم غمنده كه تو غمم را را زدودى ، پس تو را ستايش اى معبود من ، بسيار ، بسيار ، همچنان كه بر من