دعاى آن حضرت عليه السّلام كه چون حاجتى داشت آن را مىنوشت و بدست راستش ميگرفت
خدايا از تو خواهم اى خدا ، اى يكتا ، اى يگانه ، اى نور ، اى بىنياز ، اى كه اركان قدرتت آسمانها و زمين را پر كرده ، از تو خواهم كه دل فلان فرزند فلان « 1 » را براى من مسخر گردانى همچنان كه مار را براى موسى مسخر فرمودى ، و از تو خواهم كه دلش را مسخر من گردانى همچنان كه لشكريان جن و انس و پرنده را كه بنظم آمدند مسخر سليمان گردانيدى ، و از تو خواهم كه دلش را براى من نرم كنى همانطور كه آهن را براى داود عليه السّلام نرم كردى ، و از تو خواهم كه دلش را رام من كنى همانسان كه نور ماه را رام نور خورشيد ساختى ، اى خدا او بندهء تو و فرزند كنيز تو است ، و من هم بندهء تو و فرزند كنيز توأم ، من پاها و پيشانيش را گرفتم پس او را مسخر گردان تا حاجت منظور مرا برآورد كه براستى تو بر هر چيز توانائى ، و بر آنچه و در آنچه هست معبودى جز او زنده و پاينده نيست .
هامش
( 1 ) - بجاى اين جمله نام شخص مورد نظر و پدرش را ذكر كند .