تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الصحيفة العلوية والتحفة المرتضوية — صفحة 280

مساهمون:

ص٢٨٠

دعاى آن حضرت عليه السّلام براى در پرده شدن از دشمن

بگو اى خداى صاحب ملك و پادشاهى ، بهر كه خواهى سلطنت دهى و از هر كه خواهى بازستانى ، عزت بخشى بهر كه خواهى و خوار گردانى هر كه را خواهى ، همهء خوبيها بدست تو است ، كه تو بر هر چيز توانائى . شب را در روز در آورى ، و روز را در شب نهان سازى ، زنده را از مرده برون آرى ، و مرده را از زنده پديد آورى ، و هر كه را خواهى بىحساب روزى دهى ، خدا بزرگتر است ، خدا . . . . . همهء خلق در برابر بزرگى جلالت خاضع گشته ، و در پيشگاه عظمت عزتش هر بزرگمنشى ( و سركشى ) خوار شده ، و هيچ يك از آنها را بر من راهى نيست ، بلكه خداوند آنها را در عزت سركشيشان پراكنده و آواره ساخت ، و به هلاكت انداخت بوسيلهء ( سورهء مباركهء
قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ
. . . و به
قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ مَلِكِ النَّاسِ
. . . و بسته شد به روى من درهاى باز پس ماندگان شما و از پيش رفتگانتان ، و آنها گمراهانى رانده شده هستند به « الصافات » ( و ) به « الذاريات » ( و ) به « المرسلات » ( و ) به « النازغات » من شما را از حركت باز ميدارم ، خاكستر شويد كه نه بسوى من و نه بسوى هيچ مؤمنى دست دراز نكنيد ، « امروز ما دهنهاشان را مهر كرديم و دستهاشان با ما سخن گفتند و پاهاشان گواهى دهند به اعمالى كه ميكرده‌اند » « امروز روزى است كه سخن نگفتند ، و اجازه‌شان ندهند كه عذر آورند » ديده‌ها نابينا گشت ، و زبانها لال شد ، و گردنها در پيشگاه خداى خلاق خاضع گشت . خدايا به « ميم » و « عين » و « فاء » و دو « حاء » « 1 » و بنور اشباح « 2 » و بدرخشش روشنى صبحگاه ، و بدان تقديرى كه اى خداى قدير در بامداد و پسين براى من مقدر فرموده‌اى ، مرا از شر هر كه ( در روى زمين ) بخزد و راه رود و گردنكشى و سركشى كند كفايت فرما ، خدا پيروزمند است و براى هر گريز پائى پناهگاهى از او نيست ( كه از عذاب او بدان جا پناه برد )
هامش
( 1 ) اشاره بنامهاى خمسهء طيبه عليهم السلام است ( 2 ) اشاره بحديثى است كه از رسول خدا ( ص ) روايت شده كه فرمود : خداى تعالى من و عترتم را به صورت اشباح نورى در نزد خود آفريد .