تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 84

مساهمون:

ص٨٤
نشوند ، يا در هم آميختن تفاصيل احكام بعنوانى كه از يكديگر ممتاز بگردند وزشتى آنها ظاهرست ، و « لبس » بمعنى مخلوط شدن تاريكى نيز آمده وبنا بر اين معنى بر قياس سابق اينست كه ايضاح كلام يا احكام بايد زيرا كه نيست بعد از تجاوز از آن مگر اختلاط تاريكى جهالت وگمراهى ، وبر هر تقدير ممكن است كه مراد همان مضمون فقرهء سابق سابق باشد واين كه ملازمت حق بايد . زيرا كه نيست بعد از حقّ كه حق تعالى ايضاح آن كرده وروشن نموده مگر مخلوط كردن گمراهى بآن وتصوير آن بصورت آن ، يا اختلاط تاريكى گمراهى .

9614

ما من جهاد أفضل من جهاد النّفس . نيست هيچ جهادي افزون مرتبه‌تر از جهاد با نفس خود چنانكه مكرّر مذكور شد .

9615

ما قدّمت من دنياك فلنفسك ، وما أخرت منها فللعدو . آنچه پيش فرستى از دنياي خود پس از براي نفس توست ، وآنچه پس اندازى از آن پس از براي دشمنست ، « بودن آنچه پس اندازد از براي دشمن » يا باعتبار اينست كه گاهى بدشمن مىرسد ، ويا باعتبار اين كه دشمنان أو از شيطان وغير أو مسرور مىشوند بآن كه أو بهرهء از آن نبرد وحساب وكتاب آن با أو باشد .

9616

ما قال النّاس لشيء طوبى الّا وقد خبأ له الدّهر يوم سوء . نگفته‌اند مردم از براي چيزى « خوشا » مگر اين كه وبتحقيق پنهان كرده باشد از براي آن روزگار روز بدى ، مراد اينست كه هيچ نعمتي از دنيا نيست كه آميخته بألمى نباشد حتّى اين كه هر حالي را كه كسى خوش يابد وگويد كه : خوشا ، اين نمىشود كه روزگار در برابر آن روز بدى از براي أو پنهان نكرده باشد كه بآن برسد وتلافى آن فرح وشادى بشود .
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 84 | جمال الدين محمد الخوانساري / جلال الدين / مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث)