Skip to main content

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — Page 291

Contributors:

P.291
امتناع مكن زينهار از كردن نيكوئى واحسان پس سلب كرده شوى توانائى را يعنى هر گاه قدرت بر نيكوئى واحسان داشته باشى وامتناع كنى از آن يعنى منع پذير گردى از آن ونكنى آنرا اين باعث اين مىشود كه حق تعالى توسعهء نعمت خود را از تو سلب كند وديگر قدرت وتوانائى احسان نداشته باشى .

10292

لا تبطرنّ بالظّفر ، فانّك لا تأمن ظفر الزّمان بك . پر نشاط مكن زينهار بفيروزى يافتن ، پس بدرستى كه تو أيمن نيستى از فيروزى يافتن روزگار بتو ، يعنى هر گاه فيروزى يأبى بر دشمنى پر نشاط مكن بآن ، روزگار دشمن هر كس است وأيمن نيستى از فيروزى يافتن آن نيز بر تو ، بلكه غالب اينست كه فيروزى مىيابد بر دشمنان خود پس چنانكه تو بر دشمن فيروزى يا فتى بسا باشد كه آن نيز بعد از اين بر تو فيروزى يابد وترا در بلائي بيندازد پس شادمانى ونشاط زياد بر چيزى كه در بارهء خود نيز احتمال رود پسنديده نيست .

10293

لا تغترنّ بالأمن فانّك مأخوذ من مأمنك . مغرور مشو زينهار بأمنيّت ، پس بدرستى كه تو گرفته شدهء از محلّ امنيّت خود ، يعنى بأمنيّت زمان مغرور نبايد شد وفريب آن نتوان خورد بسيار مىشود كه آدمي از مأمن خود گرفته مىشود پس آدمي هميشه بايد كه از بلاها وفتنه‌ها پناه بخدا برد بدعا وتصدّق وأمثال آنها ، ودر تدبير حفظ ونگهدارى خود نيز بقدر مقدور بدوستى كردن با مردم وحسن سلوك با ايشان ونظائر آنها باشد ودر امنيّت غافل از آنها نشود ، وممكن است كه مراد اين باشد كه بأمنيّتى كه در دنيا داشته باشى مغرور مشو وبسبب آن غافل از مخاوف أخروي مگرد ، زيرا كه تو ناگاه گرفته خواهى شد از مأمن خود وروانه كرده خواهى شد بسوى آن بوادي وعقبات خوفناك ، پس هميشه بايد در فكر آنها وتدارك رستگارى خود در آنها بود .