Skip to main content

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — Page 290

Contributors:

P.290
منافسه مكن در بخششهاى دنيا پس بدرستى كه بخششهاى آن كوچك است ، « منافسه » چنانكه مكرّر مذكور شد اينست كه كسى رغبت كند در چيزى از براي معارضه در كرم با ديگرى ، ومراد اينست كه مواهب دنيا را دليل افزونى مرتبهء خود مگردان زيرا كه آنها كوچك وحقيرست نزد حق تعالى ، ونشان افزونى مرتبهء كسى نمىشود .

10288

لا تسرعنّ إلى الغضب فيتسلّط عليك بالعادة . شتاب مكن زينهار بسوى خشم پس مسلّط كند بر تو عادت را يعنى همين كه شتاب كردى بسوى خشم وانتقام كشيدن از آن ، مسلّط ميكند بر تو اين عادت ذميمه را وعادت ميكنى بآن .

10289

لا تطمعنّ نفسك فيما فوق الكفاف فيغلبك بالزيادة . بطمع مينداز نفس خود را در آنچه بالاتر باشد از كفاف پس غلبه فرمايد بر تو زيادتى را ، مراد به « كفاف » چنانكه مكرّر مذكور شد قدريست از روزى كه در ميانهء روى كافى باشد ، ومراد اينست كه نفس خود را بطمع مينداز أصلا در بالاتر از آن ، زيرا همين كه يك قدرى از بالاتر از آن طلب كنى غلبه مىفرمايد بر تو طلب زيادتى را ، پس بهر مرتبهء كه برسى طلب زيادة بر آن كنى وهميشه در تعب وزحمت باشى .

10290

لا تفرحنّ بسقطة غيرك ، فانّك لا تدرى ما يحدث بك الزّمان . شاد مشو زينهار بافتادن غير خود ، پس بدرستى كه تو نمىدانى آنچه را حادث مىسازد بتو روزگار يعنى چون نمىدانى كه ترا نخواهد انداخت واحتمال آن در بارهء تو نيز هست پس شادى بچيزى كه در بارهء تو هم احتمال رود ناخوشست .

10291

لا تمتنعنّ من فعل المعروف والاحسان فتسلب الامكان .
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — Page 290 | جمال الدين محمد الخوانساري / جلال الدين / مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث)