خيريست از براي فاعل آن كه هيچ چيز بهتر از آن نيست از براي أو مگر ثواب آن كه حق تعالى عطا ميكند باو ، واين از جملهء شواهديست بر حسن وقبح عقليين كه در آثار وأخبار وارد شده .
7488
ليس بشرّ من الشّرّ الّا عقابه .
نيست بدتر از شرّ وبدى كردن مگر عقاب آن ، مراد بر قياس فقرهء سابق اينست كه أصل بدى كردن شرّيست از براي فاعل آن كه شرّى بدتر از آن نباشد مگر عقاب آن .
7489
ليس من عادة الكرام تأخير الانعام .
نيست از عادت كريمان پس انداختن انعام ، مراد به « كريمان » مردم گرامى بلند مرتبه است يا صاحبان جود وسخاوت .
7490
ليس من شيم الكرام تعجيل الانتقام .
نيست از خصلتهاى كريمان تعجيل كردن انتقام ومكافات ببدى ، مراد به « كريمان » يكى از آن دو معنى است ومعنى اوّل در اينجا ظاهرترست .
7491
ليس للأحرار جزاء الّا الاكرام .
نيست از براي مردم آزادهء بىتعلق بدنيا جزائي مگر اكرام ، يعنى جزاى نيكى ايشان نيست مگر اعزاز واحترام ايشان نه عطا ودهش كه جزاى شايع نيكيهاست ، زيرا كه آنها را در نظر ايشان وقعى نيست بلكه قبول نمىكنند ، يا اين كه نيست جزاى ايشان در آخرت مگر اكرام ، يعنى البتة حق تعالى ايشان را اكرام خواهد كند بجزاى آزادگى وبىتعلقى ايشان بدنيا .
7492
ليس لأنفسكم ثمن الّا الجنّة فلا تبيعوها الّا بها .
نيست از براي نفسهاى شما بهائى مگر بهشت پس مفروشيد آنها را مگر بآن ، يعنى دنيا ومتاعهاى آن قابل اين نيست كه بهاى نفسهاى شما تواند شد وبفروشيد