داند بآن مطلب نرسد .
8971
من لم يصبر على مضض التّعليم « 1 » بقي في ذلّ الجهل .
هر كه صبر نكند بر درد تعليم باقي ماند در خوارى جهل ، يعنى آدمي تعب وزحمتى كه در گرفتن تعليم وآموزاندن كسى علم را باو باشد بايد كه بر خود گذارد وصبر بر آن كند واگر نه در خوارى جهل وناداني باقي ماند .
8972
من لم يهذّب نفسه لم ينتفع بالعقل .
هر كه پاكيزه نگرداند نفس خود را سودمند نگردد بعقل ، يعنى ثمرهء عقل ونفع آن پاكيزه كردن نفس خودست از گناهان واخلاق وصفات ذميمه ، پس عاقلى كه چنان نكند سودى از عقل وخرد خود نبرد .
8973
من لم يقبل التّوبة عظمت خطيئته .
هر كه قبول نكند توبه را عظيم باشد گناه أو ، يعنى هرگاه كسى نسبت بكسى گناهى كرده باشد وتوبه واظهار پشيمانى كند بايد قبول كند واگر نه گناه أو عظيم باشد .
8974
من لم تسكن الرّحمة قلبه قلّ لقاؤها له « 2 » عند حاجته .
هر كه ساكن نشود رحم در دل أو كم باشد ملاقاة آن مراد را نزد حاجت أو بآن ، يعنى كم باشد كه حقّ تعالى يا مردم أو را رحم كنند در وقتي كه محتاج برحم باشد .
8975
من لم تعرف الكرم من طبعه فلا ترجه .
هر كه نشناسى كرم را از طبع أو پس اميد مدار أو را ، يعنى تا كسى را ندانى
هامش
( 1 ) كذا في النّسخ وقويّا محتمل است كه محرّف باشد وأصل « التعلّم » از باب تفعّل بوده باشد كه در آن صورت معنى روبراهتر وبدون تكلّف خواهد بود .
( 2 ) در بعضي نسخ « لقاؤه لها » بجاى « لقاؤها له » ضبط شده است .