تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 403

مساهمون:

ص٤٠٣
هر كه بداند مكر دنيا را فريب نخورد از آن بخوابهاى محال ، يعنى پوچ بىاصل برگشته شده از حال واقع ، يا پريشان متغيّر مختلف ، ومراد دولتها واعتبارات دنياست كه بمنزلهء آن خوابها پوچ وبىاصل است ، يا اين كه متغيّر ومتبدّل است وهر چند روز تغيير وتبديل داده شود .

8940

من رضى بما قسم اللَّه له لم يحزن على ما في يد غيره . هر كه راضى شود به آن چه خدا قسمت كرده از براي أو اندوهناك نگردد بر آنچه در دست غير اوست ، مراد ترغيب در راضى شدن آدميست بنصيب وبهرهء كه خداى عزّ وجلّ بر وفق حكمت ومصلحت از براي أو قرار داده تا اين كه اندوهناك نگردد بر آنچه در دست ديگريست واگر نه هميشه در حزن واندوه باشد .

8941

من ضعف عن حفظ سرّه لم يقو لسرّ غيره . هر كه ضعيف باشد از نگاهدارى سرّ خود قوى نخواهد بود از براي سرّ غير خود ، غرض منع از سپردن سرّ خودست بكسى كه ديده شود كه سرّ خود را نگاه ندارد ، چه هرگاه أو سرّ خود را نتواند نگاهداشت پس بطريق أولى سرّ ديگرى را هم نتواند نگاهداشت .

8942

من عرف الأيّام لم يغفل عن الاستعداد . هر كه بشناسد روزگار را غافل نشود از آماده شدن ، يعنى هر كه بشناسد روزگار را چنانكه هست از اين كه باقي نماند ومتغيّر ومتبدّلست ودولتها وفرصتهاى آن را بقا وثباتى نيست غافل نشود از آماده‌شدن وتهيّه گرفتن از براي آخرت در هر وقت به آن چه ميسّر باشد وفرصت آن يابد از ترس اين كه اگر تأخير كند مبادا ديگر ميسّر نشود وفرصت آن نيابد ، يا اين كه اعتماد بر مال ودولت دنيا نكند وبآن اعتبار غافل نشود از استعداد وتهيّه گرفتن از براي عاقبت خود بلكه در هر حال در فكر وتدبير استعداد وتهيّهء مال خود نيز باشد .
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 403 | جمال الدين محمد الخوانساري / جلال الدين / مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث)