سبحانه را فرمانبردارى نمايد .
8925
من جزع فنفسه عذّب ، وأمر اللَّه سبحانه أضاع ، وثوابه باع .
هر كه جزع وبىتابى كند پس نفس خود را شكنجه كند ، وفرمان خداى سبحانه را ضايع كند ، وثواب آنرا بفروشد ، يعنى بفروشد بآن جزع وبىتابى كه كند .
8926
من وبّخ نفسه على العيوب ارتعدت عن كثير الذّنوب .
هر كه سرزنش كند نفس خود را بر عيبها اضطراب كند از بسيارى از گناهان ، يعنى سرزنش كند آنرا بذكر قبايح آنها وعذاب وعقابي كه بر آنها مترتّب مىشود اضطراب كند از بسيارى از گناهان از خوف وترس ، وترك كند آنها را .
8927
من حاسب نفسه وقف على عيوبه ، وأحاط بذنوبه ، واستقال الذّنوب ، وأصلح العيوب .
هر كه محاسبه كند نفس خود را آگاه شود بر عيبهاى خود ، وفرو گيرد علم أو بگناهان أو ، وطلب كند از خدا در گذشتن از گناهان را ، واصلاح كند عيبها را .
8928
من شاقّ وعرت عليه طرقه ، وأعضل عليه أمره ، وضاق عليه مخرجه .
هر كه دشمنى كند درشت گردد بر أو راههاى أو ، وسخت گردد بر أو كار أو ، وتنگ گردد بر أو بدرشد « 1 » أو .
8929
من رفق بمصاحبه وافقه ، ومن أعنف به أخرجه وفارقه .
هر كه يارى كند با مصاحب خود موافقت كند أو با أو ، وهر كه درشتى كند
هامش
( 1 ) « بدرشد » يعنى مخرج وبيرون شد نگاه ، واين تعبير مكرّر در مكرّر در همين شرح ياد شده است .