تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 392

مساهمون:

ص٣٩٢

8896

من سكن قلبه العلم باللَّه سكنه الغنى عن خلق اللَّه . هر كه ساكن شود وقرار گيرد در دل أو علم بخدا ، ساكن شود در أو بىنيازى از خلق خدا ، زيرا كه كسى كه أو را علم بخدا باشد چنانكه بايد جود وكرم أو را داند وداند كه كسى كه در هر باب توكّل بر أو كند أو كارگزارى أو كند وبا وجود اين علم ظاهرست كه بىنياز گردد از خلق وحاجتي نباشد أو را بايشان .

8897

من أحبّ أن يكمل ايمانه فليكن حبّه للَّه ، وبغضه للَّه ، ورضاه للَّه ، وسخطه للَّه . هر كه دوست دارد كه كامل گردد ايمان أو پس بايد كه بوده باشد دوستى أو هر كه را دوست دارد از براي خدا ، ودشمنى أو هر كه را دشمن دارد از براي خدا ، وخشنودى أو از براي خدا ، وخشم أو از براي خدا .

8898

من جعل الحمد ختام النّعمة جعله اللَّه سبحانه مفتاح المزيد . هر كه بگرداند حمد وسپاس خدا را ختم كنندهء نعمت يعنى هر نعمتي كه باو برسد ختم كند آنرا بحمد خدا ، بگرداند خدا آن حمد أو را مفتاح زيادتى يعنى كليد وگشايندهء زيادتى نعمت أو .

8899

من جعل الحقّ مطلبه لان له الشّديد ، وقرب عليه البعيد . هر كه بگرداند حق را مطلب خود نرم شود از براي أو سخت ، ونزديك گردد بر أو دور .

8900

من طلب خدمة السّلطان بغير أدب خرج من السّلامة إلى العطب . هر كه طلب كند خدمت پادشاه را بىآموختن أدب ، بيرون رود از سلامتى بسوى هلاكت وعطب .