واز حدّ خود تجاوز كند يا كارى چند كند كه خود را خفيف وذليل كند واز مرتبهء كه دارد بيندازد وغرض اين باشد كه چنين كسى جاهل مطلق است ، چه هرگاه بقدر خود جاهل باشد بچيزهاى ديگر جاهلتر باشد ، وممكن است كه مراد عجز آدمي باشد در علم ومعرفت بحقايق أشياء واين كه أو حقيقت نفس خود را نداند ، وهرگاه بآن جاهل باشد پس بغير آن جاهلتر باشد .
8625
من بخل على نفسه كان على غيره أبخل .
هر كه بخيلى كند بر نفس خود بوده باشد بر غير خود بخيلتر ، مراد نصيحت ومنع مردم است از طلب وسؤال از كسى كه بدانند كه بر نفس خود بخيلى ميكند ، واين كه چنين كسى بر ديگران بخيلتر خواهد بود پس طلب وسؤال از أو ثمرهء ندارد .
8626
من زهد في الدّنيا استهان بالمصائب .
هر كه بىرغبت باشد در دنيا سهل شمارد مصيبتها را .
8627
من شرفت نفسه نزّهها عن دناءة المطالب .
هر كه بلند مرتبه باشد نفس أو پاك گرداند آنرا از پستى مطلبها ، يعنى مطلبهاى دنيوي .
8628
من عرف قدر نفسه لم يهنها بالفانيات .
هر كه بشناسد قدر نفس خود را خوار نگرداند آنرا بمطالب فانى شونده .
8629
من خاف العقاب انصرف عن السّيّئات .
هر كه بترسد از عقاب برگردد از گناهان .
8630
من أتعب نفسه فيما لا ينفعه وقع فيما يضرّه .
هر كه تعب فرمايد نفس خود را در آنچه نفع ندهد أو را بيفتد در آنچه ضرر