واحسان بايشان ، بر گردانيده شود در آخرت ببندگى ، ودر آنجا بعد از آزادى در دنيا بنده وگرفتار گردد ، يا بر گردد در دنيا ببندگى وگرفتار گردد بتنگى وخوف وبلاها .
8531
من أصبح يشكو مصيبة نزلت به فانّما يشكو ربّه .
هر كه داخل صباح شود چنين كه شكوه كند يا بگردد چنين كه شكوه كند مصيبتى را كه فرود آمده باشد باو پس بدرستى كه أو شكوه نكند مگر پروردگار خود را .
8532
من أفنى عمره في غير ما ينجيه فقد أضاع مطلبه .
هر كه فانى كند عمر خود را در غير آنچه رستگارى دهد أو را پس بتحقيق كه ضايع كرده مطلب خود را ، يعنى مطلب صحيح ودرست چيزيست كه سبب رستگارى گردد پس هر كه مطلب خود را غير آن كرده پس مطلب خود را ضايع وتباه كرده .
8533
من اكتسب مالا من غير حلّه أضرّ بآخرته .
هر كه كسب كند مالي را از غير راه حلالى آن ، ضرر رساند بآخرت خود .
8534
من تأيّد في الأمور ظفر ببغيته .
هر كه تأييد يابد در كارها فيروزى يابد بمطلب خود ، مراد تأييد يافتن از جانب حقّ تعالى است يعنى هر كه از جانب حقّ تعالى قوّت يابد فيروزى يابد بمطلب خود ، پس آدمي در هر كار بايد كه متوسّل شود بدرگاه أو وطلب تأييد أو كند تا فيروزى يابد بمطلب .
8535
من سما إلى الرّياسة صبر على مضض السّياسة .
هر كه بلند شود بمرتبهء رياست صبر كند بر درد سياست ، « سياست رعيت » چنانكه مكرّر مذكور شد بمعنى أمر ونهى ايشانست واصلاح أحوال ايشان ، ومراد اينست كه هر كه بلند شود بمرتبهء رياست وسر كردگى ، بايد كه صبر كند بر تعب