وابن أبي الحديد در شرح خود « ظاهر » را عبارت از ميل بعقل وميل بهوى گرفته و « باطن » را عبارت از ثواب وعقاب آنها كه در اين نشأه پنهانست ودر آخرت ظاهر خواهد شد ، وبنا بر اين ظاهرست كه هر ظاهري را از آنها باطني باشد از اينها ، ومتعرّض ربط حديث مذكور بكلام سابق نشده وهمين تفسيرات را از أصحاب متكلمين خود نقل كرده كه گفتهاند كه : گاه هست كه حق تعالى مؤمن را دوست مىدارد باين معنى كه ارادهء ثواب دادن أو دارد ، ودشمن مىدارد عملي از اعمال أو را كه صغيرهء باشد از صغائر كه ناخوش باشد نزد خدا ، امّا قادح در ايمان أو نباشد وحسنات أو كفارهء آن شوند ، وگاه هست كه دشمن مىدارد بندهء را باين معنى كه ارادهء عقاب أو را دارد ودوست مىدارد عملي را از أعمال أو مثل طاعتي از طاعات ، ودوستى أو آنرا اينست كه ساقط ميكند بسبب آن بعضي از عقاب أو را .
وتكلف وتعسف اين توجيه نيز وهمچنين آنچه نقل كرده از تفسير حديث شريف بر عارف بصير پوشيده نيست ، والله تعالى يعلم .
7314
لكلّ داخل دهشة فابدأوا بالسلام .
از براي هر داخل شوندهء دهشتي باشد پس ابتدأ كنيد بسلام ، يعنى ابتدأ كنيد شما بسلام بر أو تا اصلاح حال أو بشود واز آن دهشت وحيرانى برآيد .
7315
لكلّ قادم حيرة فابسطوه بالكلام .
از براي هر قادمى حيرانيى باشد پس گشاده رو گردانيد أو را بسخن گفتن ، يعنى هر كه بمجلسي آيد أو را حيرانيى باشد پس ابتدأ كنيد با أو بسخن گفتن ومهربانى ، تا أو از آن حيرت برآيد وشكفته وگشادهرو گردد .
7316
لكلّ شيء بذر ، وبذر العداوة المزاح .
از براي هر چيزى تخمى باشد وتخم دشمنى مزاح است ، چون مزاح وخوشطبعى بسيار با مردم سبب بدشمنى ايشان مىشود آنرا تخم دشمنى فرمودند كه بمنزلهء تخمى است كه بكارند ودشمنى برويد .