چنانكه مشهورست « 1 » . وسبب قلق واضطرابى نمىشود .
وممكن است كه مراد اين باشد كه هرگاه هر كسى را حاجتي باشد پس اگر شما سعى كنيد در حاجت خود قصورى ندارد ، نهايت قلق واضطرابى مكنيد در آن وميانه روى كنيد چنانكه در فقرهء سابق مذكور شد .
ونيز ممكن است كه « ارب » در اينجا بمعنى عقل باشد و « ريب » همان بمعنى قلق واضطراب باشد ومراد اين باشد كه از براي هر آدمي عقلي باشد پس دورى كنيد از قلق واضطراب ، زيرا كه هر عقلي حكم ميكند باين كه آنرا ثمرهء بغير زيان وخسران نباشد ، يا اين كه « ريب » بمعنى شكّ باشد ومراد اين باشد كه از براي هر آدمي عقلي باشد كه كافى باشد أو را از براي تحصيل يقين بمعارف إلهيه يا راه راست ، پس دورى كنيد از شكّ در آنها وتحصيل يقين كنيد به آنها .
7307
لكلّ امرء يوم لا يعدوه .
از براي هر آدمي يا مردى روزيست كه در نمىگذرد از آن ، ممكن است كه ذكر « روز » بر سبيل مثال باشد چنانكه ذكر مرد نيز بنا بر احتمال دويم بر سبيل مثال است ومراد اين باشد كه : از براي هر كس وقت مرگى باشد كه در نمىگذرد از آن ، يا مراد اين باشد كه : روز آخر عمرى باشد كه بروز ديگر نرسد .
7308
لكلّ أحد سائق من اجله يحدوه .
از براي هر كسى كشندهء هست از اجل أو كه مىكشد أو را ، چون از براي هر كسى « اجلى » يعنى وقت مرگى مقدّر شده كه ناچار مىرود تا بآن برسد پس گويا أجل أو كشندهء اوست ومىكشد أو را تا بمرگ برساند ، وممكن است كه « يحدوه » بمعنى « مىكشد أو را » نباشد بلكه باين معنى باشد كه « حدى مىگويد از براي أو » و « حدى » خوانندگيى است كه ميكنند از براي شتر تا اين كه تند برود ، و « حدى خواندن اجل »
هامش
( 1 ) نصّ عربى آن اينست : « البلية إذا عمّت طابت » .