ناملايمى از جا برآيد وطيش كند وملول ومكدّر گردد ، وكم وقتي باشد كه چنين نشود پس أكثر أوقات در شكنجه وعذاب باشد .
7799
من أطاع اللّه استنصر .
هر كه أطاعت كند خدا را طلب يارى كند ، يعنى همان أطاعت طلب ياريست از أو ، وبهمان حقّ تعالى أو را يارى كند وحاجت بسؤال وطلبي نباشد ، يا اين كه بايد كه در هر باب طلب يارى كند وتوكل كند بر أو ، وممكن است « استنصر » بصيغهء مجهول خوانده شود ومعنى اين باشد كه طلب يارى كرده شود ، يعنى مردم از أو طلب يارى كنند ، وممكن است كه « استنصر » در اين فقره نيز بنون نباشد بلكه بباء يك نقطهء زير باشد مانند فقرهء بعد ومعنى اين باشد كه « بينا گردد » .
7800
من ذكر اللّه استبصر .
هر كه ياد كند خدا را بينا گردد ، يعنى براه راست وحقائق ومعارف .
7801
من اهمل نفسه خسر .
هر كه واگذارد نفس خود را زيان كند ، يعنى واگذارد أو را بخواهشهاى أو وامر ونهى أو نكند .
7802
من استقبل الأمور ابصر .
هر كه استقبال كند كارها را بينا گردد ، مراد به « استقبال آنها » آنست كه پيش از كردن آنها تأمّل وتدبّر كند در عواقب آنها .
7803
من استدبر الأمور تحيّر .
هر كه استدبار كند كارها را حيران ماند ، « استدبار » بمعنى از عقب در آمدنست مقابل « استقبال » كه بمعنى پيشواز رفتن است ومراد اينست كه هر كه پيش از كردن كارها تدبير آنها نكرده باشد وبعد از كردن خواهد كه چارهء زيان وخسران آنها