7584
لو رأيتم الاجل ومسيره لابغضتم الامل وغروره .
اگر مىديديد أجل وحركت آنرا هر آينه دشمن مىداشتيد امل وفريب آنرا ، مراد به « أجل » مدّت عمرست ، وبه « حركت آن » رفتن آن ، يا مرگ ، وبه « حركت آن » آمدن آن ، ومراد اينست كه : اگر مىديديد آنرا واين كه بچه تندى مىرود يا بچه تندى مىآيد دشمن مىداشتيد اميد را وفريب آنرا ، واميدى از براي خود قرار نمىداديد وفريب آن نمىخورديد .
7585
لو فكّرتم في قرب الاجل وحضوره لامرّ عندكم حلو العيش وسروره .
اگر فكر مىكرديد در نزديكى اجل وحاضر شدن آن هر آينه تلخ مىشد نزد شما زندگانى شيرين وشادمانى آن ، مراد به « اجل » در اينجا مرگست .
7586
لو احبّنى جبل لتهافت .
اگر دوست مىداشت مرا كوهى هر آينه مىريخت پاره پاره ، غرض اينست كه دوستان من نمىشود كه در دنيا ببلاها ومصيبتها گرفتار نگردند كه باعث زيادتى مراتب ايشان باشد در آخرت .
7587
لو زهدتم في الشّهوات لسلمتم من الآفات .
اگر بىرغبت مىشديد در خواهشها هر آينه سالم مىبوديد از آفتها .
7588
لو صحّ يقينك لما استبدلت الفاني بالباقي ، ولا بعت السّنىّ بالدّنىّ .
اگر صحيح شود يقين تو هر آينه بدل نكنى فانى را بباقي ، ونه بفروشى بلند مرتبه را بپست مرتبه ، و « بدل كردن چيزى بچيزى » اينست كه دويم را بدهند واوّل را