تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 102

مساهمون:

ص١٠٢
از وجه مشاهدهء حسية » . تمام شد كلام أو . وپوشيده نيست تكلف وتعسف در آنچه هر دو گفته‌اند وفساد وجه خطابي كه شارح دوّم گفته ، وهمچنين فساد دعويى كه قبل از اين كرده كه إخبار از محسوسات البتة بايد كه مستند بحسّ باشد واللّه تعالى يعلم .

7557

لم يترك اللّه سبحانه خلقه مغفلا ولا امرهم مهملا . وانگذاشته خداى سبحانه خلق خود را مغفل ، ونه كار ايشان را مهمل ، « مغفل » بصيغهء مفعول « 1 » چيزى را گويند كه غافل شده باشند از آن ونپرداخته باشند بآن ، و « مهمل » چيزيست مثل شتر ونحو آن كه رها كرده باشند وواگذاشته باشند آنرا بخود وكار نفرمايند ومراد اينست كه حق تعالى از خلق خود غافل نشده ونه كار ايشان را بايشان واگذاشته كه رها كرده باشد ايشان را سرخود كه هر چه خواهند كنند بلكه أوامر ونواهى فرموده كه بايد أطاعت وانقياد آنها كنند .

7558

لم يخل اللّه سبحانه عباده من نبىّ مرسل أو كتاب منزل . خالى نگذاشته خداى سبحانه بندگان خود را از پيغمبرى كه فرستاده شده باشد يا كتابي كه فرود آمده باشد بلكه پيغمبران فرستاده وكتابها نازل فرموده تا اين كه عذرى از براي ايشان نماند وحجت بر ايشان تمام باشد .

7559

لم يتناه سبحانه في العقول فيكون في مهبّ فكرها مكيّفا ، ولا في رويّات خواطرها محدّدا مصرّفا . بنهايت نرسيده خداى سبحانه در عقلها پس بوده باشد در جايگاه وزيدن فكر آنها چگونگى كرده شده ، ونه در انديشه‌هاى خاطرهاى آنها تحديد كرده شده وتبيين
هامش
( 1 ) يعنى از باب افعال .
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 102 | جمال الدين محمد الخوانساري / جلال الدين / مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث)