7150
كن متّصفا بالفضائل ، متبرّئا من الرّذائل .
باش آراسته بفضايل ، پرداخته از رذايل ، « فضايل اخلاق » وصفاتى را گويند كه باعث افزونى مرتبه شود ، و « رذايل » مقابل آنها را .
7151
كن لما لا ترجو أقرب منك لما ترجو .
باش مر آنچه را اميد ندارى نزديكتر از تو مر آنچه را اميد دارى ، مراد اينست كه غالب اينست كه آدمي از راهى كه اميد چيزى دارد از آن راه باو نمىرسد واز راه ديگر كه اميد ندارد باو مىرسد ، پس بايد كه خود را به آن چه اميد ندارد نزديكتر داند از خود به آن چه اميد دارد .
7152
كن بالوحدة انس منك بقرناء السّوء .
باش بتنهائى انسدارتر از خود بهمراهان بد .
7153
كن للمظلوم عونا ، وللظّالم خصما .
باش مر مظلوم را يارى كنندهء ومر ظالم را دشمنى .
7154
كن لهواك غالبا ، ولنجاتك طالبا .
باش مر خواهش خود را غلبه كنندهء ، ومر رستگارى خود را جويندهء .
7155
كن عالما ناطقا أو مستمعا واعيا ، وإيّاك أن تكون الثّالث .
باش دانائى گوينده ، يا شنوندهء حفظ كننده ، وبپرهيز از اين كه بوده باشى سيم ، مراد اينست كه آدمي بايد كه يا عالمي باشد كه تعليم كند علم را بمردم ، ويا متعلمى باشد كه بشنود از عالم وحفظ كند ، پس بايد حذر كند از اين كه هيچ يك از آنها نباشد وسيم آنها باشد .
7156
كن جوادا مؤثرا ، أو مقتصدا مقدّرا ، وايّاك أن تكون الثّالث .
باش صاحب جودي بخشنده ، يا ميانه روى اندازه گيرنده ، وبپرهيز از اين كه