7043
كفى بفعل الخير حسن عادة .
بس است كردن خير نيكوئى عادت ، يعنى كافيست از راه اين كه نيكوئى عادت است يعنى سبب نيكوئى عادت وخوى وخصلت مىشود ، يا كافيست چيزى متعلق بآن كه آن نيكوئى عادت وخوى وخصلت است كه ناشى مىشود از آن ، يا اين كه آن نيكوئى عادت به آنست يعنى اين كه كسى خوب عادت كند بآن ، وبر هر تقدير « حسن » منصوب است بر اين كه تميز باشد ورفع ابهام كند از فعل خير يا از آنچه متعلق بفعل خير باشد ، وممكن است كه برفع خوانده شود وفاعل « كفى » باشد و « بفعل الخير » متعلق به « عادة » باشد كه مقدّم شده باشد بر آن ، ومعنى اين باشد كه : كافيست نيكوئى عادت بفعل خير ، وبر هر تقدير مراد كافى بودن آنست در سعادت ونيكبختى ، يا در نجات ورستگارى أخروي ، وممكن است نيز بنا بر رفع كه « بفل الخير » بمعنى « در فعل خير » باشد ومعنى اين باشد كه كافيست در فعل خير يعنى در خوبى آن نيكوئى عادتي كه ناشى شود از آن ، واللّه تعالى يعلم .
7044
كفى بالشّكر زيادة .
بس است شكر زيادتى يعنى كافيست بحسب زيادتى يعنى از راه اين كه زيادتى نعمت است يعنى سبب آن مىشود ، يا كافيست چيزى متعلق بشكر كه آن زيادتى نعمت است كه ناشى مىشود از آن ، وبر هر تقدير مراد به « كافى بودن آن » اينست كه از براي زيادتى نعمت شكر كافيست وبا وجود آن حاجت بسعى ديگر نيست .
7045
كفى بالتّواضع رفعة .
بس است فروتنى بلندى مرتبه يعنى بس است در بلندى مرتبه فروتنى كه بلندى مرتبه است يعنى سبب آن مىشود ، يا بس است از آن بلندى مرتبهء كه از آن ناشى شود ومراد فروتنى بدرگاه حق تعالى است وبا خلق نيز .