تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 557

مساهمون:

ص٥٥٧
آنها عبادت ايشان چندان ثمرهء نداشته باشد ، وديگر اين كه شرايط وآداب عبادات را نيز نخواهد دانست وأكثر عبادات ايشان فاسد وباطل خواهد بود پس از جملهء بدان باشند نه نيكان ، ومصاحبت واختلاط با نيكان بايد كرد كه قدرى نيكى ايشان سرايت كند در اين كس ، يا حق تعالى ببركت مصاحبت ايشان أو را نيز از نيكان محشور گرداند نه با بدان كه بدى ايشان باين كس سرايت كند يا بشآمت اختلاط ايشان با ايشان محشور گردد ، وممكن است كه مراد به « جاهل » در اينجا كم عقل باشد ومراد به « پرهيز نمودن از عابد كم عقل » فريفته نشدن بعبادت أو باشد واين كه بسبب عبادت أو أرادت واخلاص باو نبايد داشت زيرا كه كم عقل هر چند عابد شد أو را مرتبهء نزد حق تعالى نباشد چنانكه در أحاديث وارد شده . مثل آنچه روايت كرده در أصول كافى از محمد بن سليمان ديلمى از پدرش كه گفت : گفتم بحضرت امام بحق ناطق حضرت امام جعفر صادق صلوات اللّه وسلامه عليه كه فلان از عبادت أو ودين أو وفضل أو چنان وچنانست ، پس فرمود آن حضرت كه چگونه است عقل أو ؟ - گفتم : نمىدانم ، پس فرمود كه : بدرستى كه ثواب بر قدر عقل است بدرستى كه مردى از بني إسرائيل بود كه عبادت ميكرد خدا را در جزيرهء از جزاير دريا سبز وخرّم با درختان بسيار وآب بر روى زمين آشكار ، وبدرستى كه فرشتهء از فرشتگان گذشت باو پس گفت : اى پروردگار من بنما مرا ثواب اين بندهء تو ، پس نمود باو خدا آن را ، پس كم شمرد آن را آن فرشته ، پس وحى فرستاد خدا بسوى أو كه مصاحبت كن با أو ، پس آمد أو را آن فرشته بصورت آدمي ، پس گفت آن عابد باو كه : كيستى تو ؟ - فرشته گفت باو كه : من مردى عابدم رسيده بمن مكان تو يعنى مرتبهء تو يا خوبى اين جاى تو وعبادت تو در اين مكان ، پس آمدم نزد تو تا اين كه عبادت كنم خدا را با تو ، پس بود با أو در آن روز ، پس چون صبح روز ديگر شد گفت باو فرشته : بدرستى كه مكان تو هر آينه مكاني است خرّم
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 557 | جمال الدين محمد الخوانساري / جلال الدين / مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث)