سر حكمت دورى گزيدن از مكرهاست ، يعنى مكر كردنها با مردم ، وهمچنين مكر كردنهاى مردم باين كه با خبر باشد از آنها ونگاهدارد خود را بقدر مقدور از آنها .
ومراد به « حكمت » چنانكه مكرّر مذكور شد علم راست وكردار درست است يا خصوص يكى از آنها .
5250
رأس السّخاء تعجيل العطاء .
سر سخاوت زود دادن عطاست ، يعنى اوّل مراتب آنست يا عمدهء آنهاست .
5251
رأس السّخاء الزّهد في الدّنيا .
سر سخاوت بىرغبتى در دنياست يعنى بىرغبتى در دنيا وگذشتن از سر آن أفضل يا عمدهء افراد سخاوت وكرم است ، يا اين كه سبب عمده است از براي آن . ودر بعضي نسخهها « النجاة » بدل « السخاء » است وبنا بر اين معنى اينست كه : سر رستگارى بىرغبتى در دنياست .
5252
رأس الحكمة مداراة النّاس .
سر حكمت يعنى علم راست وكردار درست مدارا كردن با مردم است .
5253
رأس الايمان الاحسان إلى النّاس .
سر ايمان احسان كردن با مردم است يعنى اين عمدهء نتايج وآثار ايمانست .
5254
رأس الفضائل اصطناع الأفاضل .
سر فضيلتها يعنى أفضل يا عمدهء آنها احسان كردن با أفاضل است يعنى مردم شريف بلند مرتبه .
5255
رأس الرّذائل اصطناع الأراذل .