تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 540

مساهمون:

ص٥٤٠

6898

كلّ مقتصر عليه كاف . هر اقتصار كرده شده بر آنى كافيست ، يعنى از دنيا همين كه قدرى باشد كه اقتصار بر آن واكتفا بآن توان كرد باين كه وفا بقدر ضروري بكند همان كافيست وطلب زيادة بر آن وتعب وزحمت كشيدن از براي آن در كار نيست .

6899

كلّ ما زاد على الاقتصاد اسراف . هر چه زياد باشد بر ميانه روى اسراف است ، يعنى در هر باب ميانه روى بايد وسلوكى باندازهء حال ووضع خود وأمثال خود ، وهر چه زياد بر آن باشد اسرافيست كه مذموم است بحسب شرع أقدس .

6900

كلّ يوم يفيدك عبرا ، ان اصحبته فكرا . هر روزى مىبخشد ترا عبرتها اگر همراه گردانى با آن فكرى .

6901

كلّ يسار الدّنيا اعسار . هر توانگرى دنيا درويشى است ، زيرا كه باعث صد گونه حاجت مىشود كه آن حقيقت درويشى است وغالب اينست كه سبب درويشى وتهيدستى در آخرت نيز مىشود .

6902

كلّ معاجل يسأل الانظار . هر معاجلى درخواست ميكند مهلت دادن را .

6903

كلّ مؤجل يتعلّل بالتّسويف . هر مدّت قرار داده شدهء بهانه مىجويد به « تسويف » ، تسويف اينست كه چيزى را از وقتي پس اندازند بوقت ديگر ، وهمچنين از آن وقت بوقت ديگر وظاهر اينست كه مراد به « معاجل » بفتح جيم كسى باشد كه شتاب كنند در گرفتن حقي از أو ودر حال خواهند از أو ، وبه « مؤجّل » آنكه مدّتى از براي أو قرار دهند كه بعد از آن