تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 494

مساهمون:

ص٤٩٤
همراه كرده شده شرم با محرومى . مراد اينست كه صاحب حيا وشرم باعتبار شرمى كه دارد چون اظهار أحوال خود وبعضي تلاشها نمىتواند كرد غالب اينست كه محروم مىگردد از خيرات ومبرّات كه داده شود پس كسى كه عطاى آنها كند خوب است كه متفحص چنين مردم باشد وايشان را ترجيح دهد بر ديگران .

6715

قرن الاجتهاد بالوجدان . همراه كرده شده جدّ وجهد با دريافتن ، مراد اينست كه غالب اينست كه كسى كه در مطلبي جدّ وجهد كند آخر دريابد آنرا چنانكه مشهورست كه : من قرع بابا ولجّ ولج ، يعنى هر كه بكوبد درى را ولجاجت كند داخل شود « 1 » .

6716

قرن الاكثار بالملل . همراه كرده شده پرگوئى با ملالت ، يعنى غالب اينست كه سبب ملالت شنوندگان مىشود .

6717

قرن الطّمع بالذّلّ . همراه كرده شده طمع با خوارى .

6718

قرن القنوع بالغناء . همراه كرده شده قنوع با توانگرى ، مراد به « قنوع » بضمّ قاف راضى شدن بنصيب وبهرهء خودست از دنيا ، وهمراه بودن آن با توانگرى باعتبار اينست كه كسى كه راضى شد بآن طلب زياد بر آن نمىكند وبىنياز مىگردد از ديگران واين حقيقت توانگريست . وممكن است نيز كه قنوع بالخاصية سبب توانگرى ظاهري نيز گردد .
هامش
( 1 ) اين عبارت منسوب بپيغمبر خاتم ( ص ) است چنانكه مولوى هم نظم كرده :« گفت پيغمبر اگر كوبى درى * عاقبت زان در برون آيد سرى »ونظير آنست اين عبارت : من طلب شيئا وجدّ وجد ، وآنرا نيز چنين نظم كرده‌اند :« گر گران وگر شتابنده بنده بود * عاقبت جوينده يابنده بود »