أفزونى مرتبهء پادشاه آباد نمودن شهرهاست ، اين كناية از عدل اوست چه عدل پادشاه سبب آبادي بلاد أو مىشود .
6563
فضيلة الرّياسة حسن السّياسة .
افزونى مرتبهء رياست ، يعنى سر كردگى نيكوئى سياست است ، يعنى نيكوئى تربيت رعيت خود وامر ونهى ايشان .
6564
فضل فكر وتفهّم انجع من فضل تكرار « 1 » ودراسة « 2 » .
زيادتى فكر وفهميدن سودمندترست از زيادتى تكرار كردن وخواندن ، يعنى فكر زياد كردن در مباحثهء علميه تا اين كه خوب بفهمد آنها را بهترست از اين كه سرسرى ياد گيرد آنها را وتكرار كند وبخواند .
6565
فطنة المواعظ تدعو إلى الحذر ، فاتّعظوا بالعبر ، واعتبروا بالغير ، وانتفعوا بالنّذر .
دريافتن پندها مىخواند بسوى حذر كردن ، پس پند گيريد بعبرتها ، وعبرت گيريد بتغييرها ، وسودمند گرديد بترسانيدن . « مىخواند بسوى حذر كردن » ، يعنى باعث حذر كردن مىشود از آنچه سبب زيان وخسران باشد ، « پس پند گيريد بعبرتها » يعنى از آنچه سبب عبرت شود ، و « عبرت » در أصل بمعنى عبور از چيزى بچيزيست
هامش
( 1 ) تكرار بفتح تاء بمعنى مكرّر ساختن است .
در منتهى الإرب گفته : « كرّ عليه كرّا بالفتح وكرورا وكرى را كأمير وتكرارا بالفتح حمله كرد بر وى ( تا آنكه گفته ) كرّره تكريرا وتكرارا بالفتح وتكرّة بفتح التاء وكسر الكاف وكركرة بالفتح بارها بر گردانيد آنرا » .
( 2 ) دراست بكسر دال بمعنى خواندن درس است .
در أقرب الموارد گفته : « درس الكتاب درسا ودراسة ( بالكسر ) قرأه وأقبل عليه يحفظه » .