تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 380

مساهمون:

ص٣٨٠

6396

غضّ الطّرف من المروّة . پائين انداختن چشم از مروّت است ، مراد به « پائين انداختن چشم » تحمل مكروهات است از مردم وإغماض نمودن از آنها يا حفظ نگاه است در جائى كه دغدغهء افتادن نگاه بر نامحرمى يا مانند آن باشد ، و « مروّت » چنانكه مكرّر مذكور شد بمعنى مردى است يا آدميت .

6397

غير منتفع بالحكمة عقل معلول بالغضب والشّهوة . سودمند نيست بحكمت عقلي كه بيمار باشد بخشم وخواهش . مراد به « حكمت » علم راست ودرست است ومراد اينست كه عقل وخردى كه بيمار باشد بخشم وخواهش وپيرو آنها باشد ومسلط بر آنها نباشد حكمت از براي أو يعنى علم أو به آن چه راست ودرست باشد سودى ندارد از براي أو بلكه ضرر وزيان دارد چنانكه مكرّر مذكور شد كه مؤاخذه عالم بر گناه وعصيان زيادة است از مؤاخذهء جاهل نادان . وممكن است كه « مغلول » بغين نقطه‌دار باشد وترجمه اين باشد كه سودمند نيست عقلي كه غلّ كرده شده باشد بخشم وخواهش ، يعنى در بند آنها باشد وآنها بمنزلهء غلى شده باشند از براي آن ، وحاصل هر دو يكيست .

6398

غضّ الطّرف خير من كثير النّظر . پائين انداختن چشم بهترست از بسيارى نگاه ، يعنى پائين انداختن چشم وحفظ نگاه خود هر چند تعب وكدورت وملالتى دارد بهترست از بسيارى از نگاهها كه در نگريستن بأطراف وجوانب باشد يعنى نگاههاى نامشروع ونگاهى كه آدمي را در فتنه اندازد .

6399

غرور الغنى يوجب الأشر . فريب توانگرى واجب مىسازد فرحناكى را ، يعنى سبب فرحناكى زياد مىشود