تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 363

مساهمون:

ص٣٦٣
مراد به « تلويح » اينست كه چيزى را بعنوان اشاره وتعريض وكناية بگويند وتصريح بآن نكنند ومراد اينست كه در زجر ومنع عاقلان تلويح ببدى آنچه كرده ومنع از آن كافى است وحاجت بتصريح نيست بلكه نبايد كرد ، زيرا كه آن از براي أو ايذاى زيادى است كه حاجت بآن نيست بخلاف جاهل يعنى كم عقل كه از براي أو تصريح بايد كرد زيرا كه أو تلويح نمىفهمد وبر تقديرى كه فهمد ممنوع نمىشود بآن .

6330

عقبى الجهل مضرّة ، والحسود لا تدوم له مسرّة . عاقبت جهل ضرر وزيان است ، وحسود پاينده نمىماند از براي أو شادمانيى . مراد به « جهل » كم عقلي است يا ناداني ، و « پاينده نماندن شادمانيى از براي حسود » باعتبار اينست كه كم وقتي است كه نعمتي بكسى رسد كه أو از ديدن يا شنيدن آن حزين وغمگين نگردد وشادمانيى كه داشته باشد زايل نشود .

6331

عدل السّلطان حياة الرّعيّة وصلاح البريّة . عدل پادشاه زندگانى رعيت وصلاح حال خلق است ، يعنى باعث اين مىشود كه برفاهيت زندگانى كنند وأحوال ايشان منتظم وشايسته باشد .

6332

عاقبة الكذب ملامة وندامة . عاقبت دروغ ملامت وندامت است يعنى سرزنش وپشيمانى .

6333

عاقبة الصّدق نجاة وسلامة . عاقبت راستى رستگارى است وسلامتى .

6334

عاص يقرّ بذنبه خير من مطيع يفتحز بعمله . گناهكارى كه اقرار كند بگنهكارى خود بهترست از أطاعت كنندهء كه افتخار كند بعمل خود .