لغزشى ميكند سختترين لغزشى ، وغرض اين باشد كه مبالغهء زياد در آن خوب نيست بلكه بايد كه ميانه روى كرد در آن وتوكل بر حفظ وحراست حق تعالى كرد وبنا بر اين كلامي است عليحده ، ومربوط بسابق نيست واين فقرهء مباركه در فصل زاي نيز نقل شد ودر آنجا چنين بود « زلّة المتوقّى أشدّ زلّة وعلّة اللؤم أقبح علّة » ودر آنجا ترجمه وشرح شد .
6320
عزّ اللّئيم مذلّة ، وضلال العقل اشدّ ضلّة .
عزّت لئيم خواريى است وگمراهى عقل سختترين گمراهى است . مراد به « لئيم » چنانكه مكرّر مذكور شد شخص دنى پست مرتبه است يا بخيل . و « بودن عزّت اوّل خوارى » باعتبار اينست كه پست مرتبه هر گاه عزيز گردد واقتدارى بهم رساند كارى چند كند كه سبب خوارى أو گردد در دنيا وآخرت بخلاف اين كه عزيز نگردد كه بسبب عدم اقتدار چندان كارى نتواند كرد كه سبب آن گردد ، و « بودن عزّت دوّم خوارى » باعتبار اينست كه بخيل هر گاه عزيز وروشناس گردد بخيلى أو ظاهر گردد وبسبب آن خوار گردد ، بخلاف اين كه عزيز وروشناس نباشد كه بخيلى أو معلوم نشود ، و « بودن گمراهى عقل سختترين گمراهى » باعتبار اينست كه گمراهيى كه با عقل وخرد باشد يقين باعتبار كمال تقصير صاحب آنست در طلب - كردن راه حق وبا وجود آن معذور نباشد بخلاف گمراهى كسى كه كم عقل باشد كه أو ممكن است كه چندان تقصيري نداشته باشد وبآن اعتبار معذور باشد .
6321
عنوان العقل مداراة النّاس .
عنوان عقل وخرد مدارا كردن با مردم است « عنوان » چنانكه مكرّر مذكور شد بمعنى دليل يا سر سخن است .
6322
عنوان النّبل الاحسان إلى النّاس .